از علم تا فلسفه؛ درنگی درونی

3- این مطلب هم كه فلسفه غرب بر مفاهیم و اصول كلی تأكید نمی ورزد، اما فلسفه شرق به دنبال یافتن اصول كلی - كه تفسیركننده جهان است - می پردازد، قابل نقد است، چرا كه در غرب مكتب تحققی (پوزیتویسم) كه با طبقه بندی علوم و حاكمیت روش شناسی غربی، می خواست به فلسفه جنبه تحققی بخشد، با شكست مواجه شد و متفكران بسیاری در غرب به نقد اندیشه های آن ها پرداختند و اصول كلی غیر تجربی را بر فلسفه خود حاكم ساختند. هیچ متفكری نمی تواند در كنار واقعیات حسی كه با حواس و ابزار فیزیكی قابل شناسایی است، یك سلسله اصول عقلی و واقعیاتی را كه جز به مدد آن اصول قابل تحلیل نیست، نپذیرد.

 

4- این مطلب هم كه در فلسفه شرق نقد و تجدید نظر وجود ندارد، اما در فلسفه غرب انتقاد بر اصول و قواعد فلسفی گذشتگان وجود دارد، مطلب درستی نیست. در همه كتاب های فلسفی شرق، نقد اندیشه ها و آرای متفكران گذشته وجود دارد. متفكران اسلامی پیرو محض اصول و قواعد كلی فلسفی گذشتگان نبوده اند. برای مثال: فارابی و ابن سینا، برخی مطالب و قواعد فلسفی ارسطو و افلاطون را پذیرفته اند، ولی هرگز مقلد آن ها نبوده اند. در كتاب اسفار، ملاصدرا ضمن بحث و بررسی درباره بسیاری از اصول و قواعد فلاسفه، آرای جدیدی ارائه داده است. اگر بنا بود كه در فلسفه شرق همه آرای گذشتگان پذیرفته شود، نه اثری از كتاب تهافة الفلاسفةغزالی یافت می شد و نه كتاب تهافة التهافة ابن رشد نگاشته می شد.

 

البته باید توجه داشت كه حكما، علاوه بر نقدهای مستقیم بر آرای مخالفان، به انتقاد غیرمستقیم نیز پرداخته اند. یعنی گاه با شرح و بیان نظریه خود، به نقد دیدگاه های مخالف نیز پرداخته اند. برخی از متفكران ما به تأویل آرای دیگران هم پرداخته اند، چرا كه گاه متفكری نتوانسته است آرای خود را با كلمات و اصطلاحات مناسب بیان كند، اما متفكر دیگری كه به عمق نظر او پی برده، توانسته آرای وی را به صورت صحیح تفسیر كند. این كار فلاسفه، گام مناسبی در راه كاهش دادن اختلاف های نظری بوده است. علاوه بر این، در میان تحقیق های علمی و فلسفی، احترام به دیگران یك اصل انسانی تلقی می شود، البته در غرب هم اگر ما شخصیتی چون برتراند راسل را داریم كه بی ملاحظه است، با وایتهد و ماكس پلانك هم روبه رو هستیم كه انسان های اخلاقی می باشند.

 

5- این هم كه گفته شده است: در فلسفه غرب، به هنگام بحث از انسان و جهان، به تفكیك "آن چنان كه هست" از "آن چنان كه باید" توجه شده، اما در فلسفه شرق بر چنین تفكیكی تاكید نشده، مطلب درستی نیست، زیرا اولا نمی توان هستی ها و بایستی های انسان را از یكدیگر جدا نمود، چرا كه حیات هر انسانی در مجموعه ای از بایستی ها غوطه ور است. ثانیآ این تفكیك بهانه ای است برای آن كه برخی به منفی ساختن اخلاق و مذهب كه عوامل رشد و روحی انسان هاست، بپردازند. ثالثآ بدون شناخت هستی انسان، نمی توان در جهت به فعلیت رساندن ابعاد مثبت او، بایستی ها را مطرح كرد و این قانون نه شرق می شناسد و نه غرب.

تعداد بازدید: ۲۱۹۹

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان