از علم تا فلسفه؛ درنگی درونی

فواید فعالیت مشترك علم و فلسفه

 

اگر علم و فلسفه فعالیت مشترك داشته باشند، آثار زیر برای معرفت بشری حاصل خواهد شد:

 

1- اكثر دانشمندان علوم تجربی تصور می كنند كه فلاسفه به كلی گویی می پردازند و لذا آن ها در عالمی دیگر غیر از جهانی كه عالمان در تكاپوی شناسایی آن هستند، به سر می برند و به همین علت، برخی از دانشمندان كار فلاسفه را ناچیز می شمارند.

 

2- دانشمند با معلومات تجربی خود، وحدت ها را تجزیه می كند، در حالی كه فیلسوف سعی در ارائه وحدت های جامع دارد. همكاری مشترك این دو موجب می شود تا علم به وحدت های جامع تری دست یابد.

 

3- معرفت های علمی به جهت هدف گیری ها و پیشرفت ابزارهای شناخت، همواره در حال تغییر و تحول است، در حالی كه اصول و قواعد كلی فلسفی، ثابت و فراگیرتر از مسائل علمی است و بهترین وسیله برای اشباع حس تركیب گرایی ذهن بشر می باشد. تعمیمات و قواعد كلی فلسفی می تواند مسائل علمی را از گسیختگی نجات دهد تا دانش و معرفت به اسارت تكنیك در نیاید و در نتیجه انسان برده ابزارهای فنی خود نشود.

 

4- فلسفه در ارتباط با علم می تواند در برخی از اصول و قواعد خود، تحقیق و تجدید نظر دایمی كند. برای مثال: علم می تواند به تجدید نظر درباره قانون علیت و شرایط و احكام آن كمك كند، تا ابهامات قانون علیت از میان برود.

 

5- علم در زمینه شناخت برخی از اجزای طبیعت، به دستاوردهای چشمگیر و فوق العاده ای نایل شده است. اگر این دستاوردها در مسیر وحدت انسانی كه فلسفه عهده دار بیان آن است، به كارگرفته شود، آدمی می تواند به روش صحیح از طبیعت بهره برداری كند وخود را از "آن چه هست" به "آن چه باید باشد"، برساند. علم و فلسفه باید در كنار یكدیگر قرار گیرند تا مشكلات اساسی بشر حل شود. برای آن كه علم و فلسفه بتوانند فعالیت مشترك داشته باشند، باید عالم و فیلسوف در ابتدا اصول زیر را بپذیرند و سپس بر اساس آن ها گام های اساسی بردارند:

 

الف - عالم و فیلسوف باید بدانند كه تجزیه اجزای جهان جهت تحقیقات علمی، ارتباط آن اجزاء را با یكدیگر از میان نمی برد، زیرا:

 

اگر یك ذره را برگیری از جای         خلل یابد همه عالم سراپای

 

ب - عالمان باید از گفتن "این است و جز این نیست" بپرهیزند، چرا كه نظام جهان هستی باز است و محدودیت های حواس و ابزار و هدف گیری ها و آرمان های درون ذاتی آن ها نیز اجازه "جز این نیست"ها را به بشر نمی دهد.

 

ج - دانشمندان باید بپذیرند كه جهان آغاز و انجامی دارد، هر چند ما با دستاوردهای علمی خود نتوانیم مشخصات آن ها را مانند دو نمود فیزیكی بشناسیم. عالم نباید دچار این سطحی نگری شود كه بگوید:

 

ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم          اول و آخر این كهنه كتاب افتاده است

 

د - دانشمند باید بداند كه تماس او با واقعیات، به كمك حواس و ابزارهای تجربی انجام می گیرد و هرگز نمی توان به طور مستقیم با همه واقعیت هستی ارتباط برقرار كرد:

 

ای خدا بنمای تو هر چیز را            آن چنان كه هست در خدعه سرا

 

ه - دانشمند باید بداند كه اگر وجود حكمت متعالی را در جهان هستی درك نكند، نمی تواند ادعای شناخت، حتی جزیی از جهان طبیعت را بنماید، زیرا "شناخت و فعالیت های حسی و عقلانی او نیز اجزایی از جهان طبیعت هستند كه به مجرد نمودار شدن، بر دیگر اجزای طبیعت افزوده می شوند". به همین جهت است كه انسان حكیم می گوید:

 

كاشكی هستی زبانی داشتی         تا ز هستان پرده ها برداشتی

هر چه گویی ای دم هستی از آن          پرده دیگر بر آن بستی، بدان

 

و - دانشمند و فیلسوف باید وجود خدا را بپذیرند تا بتوانند به تفسیر علت جریان قوانین طبیعت و حركت موجود در آن بپردازند.

مراعات اصول فوق، نه تنها می تواند زمینه های همكاری مشترك علم و فلسفه را فراهم آورد، بلكه می تواند آن ها را در مسیر حكمت به جریان بیندازد. اگر آدمی با كمك علم می تواند به شناسایی جزء یا اجزایی معین از جهان برون یا درون نایل شود، فلسفه می تواند ما را با اصول كلی حاكم بر جهان آشنا سازد. حكمت می تواند روح انسان را شكوفا كند. اگر علم و فلسفه را بتوان به دوبال یك پرنده بلندپرواز تشبیه كرد، حكمت را باید جان آن پرنده تلقی كرد. حكمت است كه می تواند انسان را از "آن چنان كه هست" به "آن چنان كه باید"، برساند. حكمت است كه "احساس اصیل هستی را برای انسان به وجود می آورد".

تعداد بازدید: ۲۱۸۶

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان