از علم تا فلسفه؛ درنگی درونی

علوم انسانی

 

علوم انسانی، به سلسله دانش هایی اطلاق می شود كه موضوع آن "انسان" است. در علوم انسانی از جهات و حیثیات گوناگون می توان به انسان نگریست و از همین جاست كه در علوم انسانی فقط با علم خاصی مواجه نیستیم، و در هر علمی نیز از یك جهت خاص، انسان بررسی می شود. برای مثال: موضوع علم سیاست عبارت است از: "انسان از جهت توجیه و مدیریت او در زندگی دسته جمعی به بهترین هدف های مطلوب" و یا موضوع علم اقتصاد عبارت است از: انسان از جهت تنظیم معیشت حیات مادی".

 

علوم انسانی را با توجه به فاصله های گوناگون با نقطه مركزی موضوع كلی انسان - كه من یا شخصیت آدمی - است، می توان به هفت گروه تقسیم كرد:

 

1- علوم انسانی مربوط به حیات طبیعی انسان، مانند بیولوژی ، فیزیولوژی، آسیب شناسی، ارتباط انسان با محیط طبیعی.

 

2- علوم انسانی در مورد تاریخ، مانند تاریخ طبیعی انسان، تاریخ سیاسی انسان و...

 

3- علوم انسانی در زمینه ابعاد اقتصادی، مانند مسأله كار و ارزش آن، تولید و توزیع، توسعه اقتصادی و....

 

4- علوم انسانی در مورد حیات اجتماعی انسان، مانند جامعه شناسی، مردم شناسی، مدیریت، علم سیاست، حقوق و...

 

5- علوم انسانی در زمینه شایستگی های تكاملی انسان، نظیر فرهنگ و تمدن، ادبیات، زیبایی و هنر و....

 

6- علوم انسانی در زمینه استعداد و فعالیت های روانی انسان، نظیر روان شناسی و روان پزشكی و شناسایی اموری چون حافظه، تجسیم، اراده، اختیار، نبوغ، اكتشاف و...

 

7- علوم انسانی در زمینه ارزش ها یا بایستگی های تكاملی فردی و اجتماعی، مانند اخلاق، مذهب و عرفان مثبت.

 

این علوم انسانی هفت گانه، باید در این مسیر حركت كنند كه "من" یا شخصیت انسانی را به كمال برسانند. علوم انسانی باید همواره شخصیت انسانی و استعدادها و نیازهای آن را محور قرار دهد. متأسفانه امروزه، در علوم انسانی به این محور اصلی توجه نمی شود، بلكه علوم انسانی فقط به پدیده ها توجه دارند و لذا به جای آن كه به حقایق و اصول بپردازند، معلول ها (رفتارهای انسان) را بررسی می كنند. علوم انسانی روزگار ما به جای بحث های دقیق علمی و فلسفی، بیش تر به آمارگیری ها توجه دارند. بی توجهی به "من انسانی" و نقش مدیریتی آن در حیات انسان، نتایج زیر را به بار آورده است:

 

الف - پدیده های مهم وجود انسان، مانند احساسات، اندیشه، هوش، اراده و اختیار، بدون در نظر گرفتن تأثیر و دخالت "من"، در مدیریت این امور مورد تحقیق قرار گرفته است. بی توجهی به "من" انسان موجب شده تا برخی از محققان علوم انسانی، حتی به مسائلی چون اندیشه، هوش، تجسیم، اراده و اختیار نیز نپردازند و فقط به آثار و رفتارهای ناشی از آن ها توجه كنند.

 

ب - به عظمت ها و ارزش هایی چون مذهب، اخلاق و عرفان كه ریشه آن ها بالقوه در انسان نهفته است، بی اعتنایی شده است. بی توجهی به "من" موجب شده تا به شكوفایی آن - كه توسط اخلاق و احساس تكلیف صورت می گیرد - توجه چندانی نشود و هدف نهایی "من" كه با قرار گرفتن آن در جاذبیت كمال اعلی تحقق می پذیرد، به فراموشی سپرده شود.

 

ج - از مسأله اختیار كه آزادی شكوفا در مسیر رشد و كمال است، تفسیر درستی نشده است، چرا كه پدیده اختیار بدون نظارت "من" یا شخصیت بر دو قطب مثبت و منفی كار امكان پذیر نیست. وقتی بنا شود كه به "من" توجه نشود، تفسیر دقیق هم از اختیار صورت نخواهد گرفت. بی توجهی به "من"، آثار عملی نیز باقی خواهد گذاشت كه از جمله باید پوچی و از خود بیگانگی انسان ها را مطرح ساخت. یعنی با وجود آن كه بشر در زمینه وسایل رفاه و آسایش پیشرفت هایی كرده، اما احساس خلاî و پوچی می كند.

تعداد بازدید: ۹۸۴

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان