از علم تا فلسفه؛ درنگی درونی

در بحث از قانون علمی به چهار موضوع باید توجه داشت:

1- واقعیت قانون علمی

2- چگونگی كشف قانون علمی

3- كلیت قانون علمی و منشأ آن

4- ملاك علمی بودن موضوع

 

1- واقعیت قانون علمی: همان نظم جاری طبیعت است كه به وجود آورنده و نگاهدارنده آن، خداست. اگر خدا را نپذیریم، هیچ تفسیر معقولی برای تحقق نظم طبیعت و استمرار آن - كه منشأ قانون های علمی است - نخواهیم داشت.

 

در باب ماهیت قوانین طبیعت، چند نظریه وجود دارد كه عبارتند از:

الف - نظریه ذاتی بودن قانون.

ب- نظریه غیرذاتی بودن قانون یا نظریه دستوری و جعلی بودن قانون.

ج- نظریه تقارن های منظم مشهود یا توصیفی.

د- نظریه قراردادی بودن قانون.

نماید. این نظریه به این سؤال پاسخ نمی دهد كه چرا هر شیئی دارای مختصات و ویژگی هایی است؟ به بیان دیگر، چرا برخی از خصوصیات متعلق به پدیده ای خاص است و برخی دیگر از خصوصیات، به پدیده های دیگر اختصاص دارد، و "قانون اصل اختصاص چگونه باید تفسیر شود؟"

 

اشكال دیگر این نظریه چنین است كه روابط داخلی و مختصات نهادی یك امر، كاملا نسبی است. مختصاتی كه در یك جریان ذاتی و داخلی وجود دارند، در جریان دیگر خارجی و در صفحه نمود پدیدار می گردند.

 

نظریه دستوری (نظریه ب) می گوید: در مواجه با اشیا، هرگز طناب ممتدی را نمی بینیم كه پدیده ها را به دنبال یكدیگر بكشاند. یعنی اثبات كند كه پس از پدیده "الف"، حتمآ باید پدیده "ب" باشد.

 

"ما تاكنون نتوانسته ایم به طور مستقیم روابط ضروری در تشكیل قوانین طبیعت را حتی با دقیق ترین ابزار آزمایشگاهی ببینیم و این مطلب را هم می دانیم كه روابط ضروری در تشكیل قوانین طبیعت، امور ذهنی نیستند. وانگهی، قوانین حاكم بر طبیعت برای هر دانشمندی، انواعی از ثابت ها را نشان می دهند كه علم روی آن ها بنا می شود؛ آیا روزی فرا خواهد رسید كه ما این ثابت ها را لمس و مشاهده كنیم؟ بنابر این، بهترین نظریه درباره ماهیت قوانین طبیعت، همین نظریه دستوری است كه پاسخ چون و چراهای بالاتر را بر عهده دارد."

 

طبق نظریه دستوری، جهان طبیعت با همه اجزا و روابط و نمودهایش، همواره در حال "شدن" است و این "شدن"ها مستند به فیض الهی است كه از عالم ماورای طبیعت به طبیعت سرازیر می شود. مولوی در ابیات زیر از نظریه دستوری تبعیت كرده است:

 

قرن ها بگذشت و این قرن نوی است               ماه آن ماه است و آب آن آب نیست

عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم               لیك مستبدل شد این قرن و امم

قرن ها بر قرن ها رفت ای همام                       وین معانی برقرار و بر دوام

شد مبدل آب این جو چند بار                         عكس ماه و عكس اختر برقرار

پس بنایش نیست بر آب روان                               بلكه بر اقطار اوج آسمان

 

در نظریه دستوری، این مطلب مطرح است كه جریان قانونی موجودات عالم هستی از ذات آن ها ناشی نمی شود، بلكه از عالمی والاتر از طبیعت سرچشمه می گیرد. یعنی این كه باید "الف" ویژگی "ب" را داشته باشد، یا "ب" معلول "الف" باشد، از ذات "الف" و "ب" نمی جوشد، بلكه این رابطه ناشی از فیض خداوندی است. این گفته اینشتین كه می گوید:

 

"من خدا را به عنوان حافظ قوانین می شناسم"،

 

ناظر به همین دیدگاه است. در همین راستا، ماكس پلانك گفته است:

 

"كمال مطلوب فیزیك دان، شناسایی خارجی حقیقت است. با این همه، یگانه وسایل كاوش او، یعنی اندازه گیری هایش، هرگز درباره خود جهان حقیقی چیزی به او نمی آموزند. اندازه ها برای او چیزی جز پیام هایی كم و بیش نامطمئن نیستند. یا به تعبیر هلمهولتز، جز علاماتی نیستند كه جهان حقیقی به او مخابره می كند و سپس او به همان طریقی كه زبان شناس می كوشد تا سندی را كه از بقایای تمدنی ناشناخته است، بخواند، در صدد نتیجه گیری از آن ها برمی آید. اگر زبان شناس بخواهد به نتیجه ای برسد، باید این را چون اصلی بپذیرد كه سند مورد مطالعه معنایی در بردارد. همین طور فیزیك دان باید این فكر را مبدأ بگیرد كه جهان حقیقی از قوانینی پیروی می كند كه به فهم ما در نمی آیند." - تصویر جهان در فیزیك جدید، ماكس پلانك، ص 138. -

 

برتراند راسل معتقد است: "اگر تصور كنیم كه حقایق جهان طبیعت از عالمی مافوق این عالم كه ابدی است، سرازیر می شود، تصور خوبی از جهان خواهیم داشت." - عرفان و منطق، ص 77. -

تعداد بازدید: ۹۷۰

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان