از علم تا فلسفه؛ درنگی درونی

2- چگونگی كشف قانون علمی: نخستین عامل كشف قوانین علمی، این اعتقاد فطری یا ادراك عقلی است كه: هیچ یك از پدیده های جهان، بدون قانون نمی باشد. برای این كه دانشمندی به كشف قوانین طبیعت بپردازد، باید به قول اینشتین اساسآ به منطقی بودن جهان ایمان داشته باشد:

 

"برای این كه ناچیزترین شعاع عقل و منطق بر جهان بتابد، ایمان عمیقی به منطقی بودن ساختمان جهان لازم است. میل شدید و پر حرارتی برای درك كردن مورد احتیاج می باشد. بدون شك، این میل و این ایمان در مردانی مانند كپلر و نیوتون وجود داشته است." - زندگی نامه آلبرت اینشتین، فیلیپ فرانك، ص 535. –

 

از دورانی كه بشر توانست از دیدگاه علمی با موجودات ارتباط برقرار كند، اساسی ترین انگیزه برای شناسایی قوانین جهان شروع شد.

برای كشف قوانین علمی، ذهن باید مراحل زیر را طی كند:

 

الف- ارتباط برقرار كردن حواس و ابزارهای فنی با موضوع مورد شناسایی.

 

ب- عمل تجربه و تكمیل مشاهده به وسیله حواس و ابزارهای فنی. در این مرحله بررسی های استقرایی درباره موضوع صورت می گیرد، تا قانون علمی پی ریزی شود.

 

ج- در مرحله سوم، ذهن به بررسی موارد ابهام برانگیز می پردازد تا چنان چه موارد آن قابل تطبیق با قانون مورد تحقیق نباشد، ذهن آن ها را تصفیه كند.

 

د- در آخرین مرحله، قضیه ای كلی، در ذهن پژوهشگر حكم قانون را پیدا می كند و از موارد مشخص و جزیی انتزاع می شود.

 

3- كلیت قانون علمی و منشأ آن: اگر قضیه ای كلی نباشد تا بر موارد بسیار صدق كند، قانون علمی نخواهد بود. منشأ كلیت قانون، نظم جاری و مستمر عالم طبیعت است كه موجب پیدایش معلول ها و نتایج مشابه می شود. منشأ كلیت قوانین علمی نیز دو عامل زیر است:

 

الف- عمومیت خصایصی كه در موجودات یافت می شود، مانند قانون صیانت ذات كه در همه جانداران می توان یافت. عمومیت خصایص میان موجودات، بر اثر استقراء و تجربه همه افراد از موضوع به دست می آید. مثلا برای این كه تولید مثل جانداران بررسی شود، باید حیوانات مشاهده شوند. البته مشاهده مستقیم همه افراد مشكل است، ولی با مشاهده تعداد زیادی از افراد، از روی مسامحه، ادعای كلیت كرده و قضیه ای را به صورت قضیه علمی مطرح می سازیم. استقراء و تجربه همه افراد، نه امكان پذیر است و نه مورد نیاز. با شناخت هویت و عناصر اصیل یك موضوع می توان درباره افراد آن موضوع قضیه ای كلی ارائه داد. برای مثال: وقتی كه هویت آب را با مهم ترین عناصر اصیل آن بشناسیم، می توانیم آن را موضوع یك قضیه علمی قرار داده، حكم كلی صادركنیم. البته در شناسایی انواع یك جنس، فقط شناخت هویت آن جنس كافی نیست، بلكه باید درباره همه مختصات یك نوع تحقیق كرد. مثلا با شناخت كلی حیوان نمی توان همه حیوانات را شناسایی نمود.

 

ب- تجرید واقعیات عالم و درك روابط میان آن ها كه از آن به انشاء تجریدی یاد می كنیم.

انشاء تجریدی عبارت است از: فعالیت مغزی برای به دست آوردن هویت واقعیاتی كه نیاز به مشاهده موارد و مصادیق آن واقعیات ندارد. نظیر ادراك اعداد و اشكال هندسی و احكام آن ها. برای مثال: 4 =2×2 بر اثر تجرید عدد و روابط میان آن ها به دست می آید.

 

4- ملاك علمی بودن یك موضوع: هر واقعیتی كه با نظر به ابعاد زیر قابل شناسایی باشد، به عنوان یك موضوع علمی قابل بررسی خواهد بود. به بیان دیگر، موضوعی علمی است كه دارای ویژگی های زیر باشد:

 

الف- تعیین ماهیت و مختصات آن واقعیت، امكان پذیر باشد.

 

ب- عوامل و شرایط تحقق و موانع ایجاد آن، قابل بررسی باشد.

 

ج- معلول ها و آثار آن پدیده، قابل شناخت و محاسبه قانونی باشد.

 

د- تفكیك پدیده هایی كه به صورت تعاقبی پیش می آیند - مانند فصل های چهارگانه - از پدیده هایی كه با یكدیگر رابطه علیت دارند، امكان پذیر باشد.

 

ه - آن پدیده قابل مقایسه با موارد مشابه و مخالف خود باشد.

 

و- آن پدیده مشمول اصول و قوانین حاكم بر مسائل علمی باشد، مانند اصول فلسفی محال بودن اجتماع و ارتفاع نقیضین - برطرف شدن دو نقیض با یكدیگر - و...

 

با در نظر گرفتن ویژگی های فوق، پدیده های تجربی، مانند معادن و درختان، موضوع های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، پدیده های روانی و حقایق ارزشی نظیر عدالت و تكلیف، می توانند مورد بررسی دقیق علمی واقع شوند.

 

خلاصه، همان گونه كه پدیده های مادی از دیدگاه علمی قابل شناسایی هستند، حقایق ارزشی، نظیر عدالت و شرف و تكلیف و ارزش نیز می توانند به عنوان موضوع های علمی مورد بررسی دقیق قرار بگیرند. برای مثال: عدالت را با در نظر گرفتن شش ویژگی زیر، می توان به صورت علمی بررسی كرد:

 

1- عدالت موضوعی است كه ماهیتی معین دارد و قابل تعریف است. ماهیت عدالت، عبارت است از "سلوك مطابق قانون"، یا آن ویژگی درونی انسان كه موجب جلوگیری فرد از اعمال خلاف می شود.

 

2- عدالت از قانون علیت پیروی می كند. تحقق عدالت در انسان علتی دارد كه اگر آن علت موجود نباشد، عدالت تحقق نخواهد یافت. تخلف عدالت از قانون علیت، امكان ناپذیر است.

 

3- عدالت، انسان را از ارتكاب بدی ها و انحراف های روانی باز می دارد و موجب شكوفایی اختیار انسان می شود. هیچ گاه نمی توان تصور كرد این ویژگی عدالت كه تحریك انسان به سوی خوبی ها و تكلیف هاست، از میان برود.

 

4- هیچ گاه ممكن نیست كه عدالت تحقق پذیرد، اما آثار و نتایج آن به وجود نیاید. اگر عدالت تحقق پذیرد، حتمآ معلول ها و لوازم و نتایج آن نیز به وجود خواهد آمد و همان گونه كه عدالت قابل شناسایی است، آثار و نتایج آن نیز قابل شناسایی خواهد بود. به طور مثال: با بررسی های علمی می توان دریافت كه انسان عادل از آرامش روحی و اطمینان و احترام افراد جامعه برخوردار است.

 

5- عدالت مانند سایر موضوع های علمی قابل مقایسه با حقایق هم سنخ خود است. عدالت را می توان با سایر فضایل انسانی سنجید.

 

6- تحقق عدالت منوط به یك سلسله شرایط و مقتضیات است. همان گونه كه هرچیزی نمی تواند شرط یا مقتضی تحقق یك پدیده مادی شود، هر چیزی هم نمی تواند عامل و یا مقتضی وجود عدالت باشد.

تعداد بازدید: ۲۱۹۴

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان