از علم تا فلسفه؛ درنگی درونی

لزوم معرفت مابعدالطبیعی

لزوم معرفت مابعدالطبیعی به صورت زیر می باشد:

 

الف- انسان دارای حس كنجكاوی است و در شناسایی واقعیات جهان، تنها به بررسی روابط ظاهری آن ها اكتفا نمی كند، بلكه می كوشد تا عمق واقعیات و سطوح مختلف آن ها را مورد پژوهش و بررسی قرار دهد.

 

ب- علوم تجربی نمی تواند پاسخگوی همه سؤالات اساسی باشد. ذهن بشر می خواهد از جزئیات به كلیات برود و پیرامون اصول و مبانی واقعیات جهان كنكاش كند و علم نمی تواند در این زمینه به او یاری كند.

 

ج- برای رفع نیاز شدید بشر به شناسایی اصول و مبانی واقعیات جهان و ایجاد آرامشی كه مولود ناتوانی بشر از حل مشكلات اساسی معرفت شناسی او می باشد، مفاهیم و قضایای عالی فلسفی ضرورت پیدا می كند.

 

باید توجه داشت كه آن نوع معرفت مابعدالطبیعی ضروری است كه نه تنها به عقل، بلكه به تطهیر اراده هم توجه دارد و انسان را بر آن می دارد تا رابطه سودجویانه ای میان خود و حقیقت برقرار نكند. معرفت متافیزیكی، حدود طبیعی علوم مختلف و انسجام و مراتب آن ها را بیان می كند. معرفت متافیزیكی مورد نظر، شناسایی محض واقعیات جهان نیست، بلكه آن نوع شناسایی است كه عامل رشد انسان تلقی می شود. این نوع معرفت متافیزیكی كه در برابر واقعیات و حیات انسان بی اعتنا نیست، دارای آثار و فواید زیر است:

 

1- انسانی كه از این نوع معرفت برخوردار می شود، سایر شناخت ها و معرفت های خود را جزیی از آن معرفت متافیزیكی به شمار می آورد.

 

2- این نوع معرفت، اصول و مبادی كلی شناخت ها را عرضه می كند و با برخورداری از این معرفت، انسان اهداف و غایات شناخت های خود را در آن شهود می كند.

 

3- علوم طبیعی، اجزای عالم طبیعت را به ما می شناساند، ولی از اصول و مبادی عالی و هدف خود برای ما سخن نمی گوید. اما معرفت مابعدالطبیعی، علاوه بر آن كه از اصول و مبادی عالی و غایت برای ما بحث می كند، احساسات عالی را هم نصیب انسان می نماید. معرفت مابعدالطبیعی، هدف اعلای زندگی را نشان می دهد، ولی متأسفانه با وجود افزایش علوم، توجه به فلسفه زندگی نه تنها بیش تر نشده، بلكه كم تر هم شده است.

 

4- اگر كسی معرفت مابعدالطبیعی را نفی كند، فقط به شناخت پدیده ها و روابط میان آن ها بسنده خواهد كرد، و در نتیجه نسبت به شناخت حقیقی كه این پدیده ها وابسته به آن هستند، بی اعتنا خواهد بود.

 

5- چون معرفت مابعدالطبیعی فقط به شناخت و تفسیر رویدادهای زودگذر نمی پردازد، لذا برتر از همه معارف بشری است و در خدمت هیچ یك از آگاهی های بشری قرار نمی گیرد. "معرفت متافیزیكی كه معرفت حق قله اعلای آن است، نمی تواند وسیله تلقی شود"، بلكه این معرفت مافوق همه معرفت ها و غایت آن هاست. اگر كسی به معرفت حق تعالی توجه نكند، نمی تواند رشد روحی پیدا كند.

 

از اواخر قرن هفدهم تا قرن حاضر، بی اعتنایی به مابعدالطبیعه در غرب پیدا شده است. سطحی نگری و بی اعتنایی به مابعدالطبیعه ناشی از دیدگاه های زیر است:

 

الف- برخی مانند اگوست كنت كه تاریخ بشری را به سه دوره ربانی، فلسفی و علمی تقسیم كرده اند، بر این گمان هستند كه دوران معاصر، دوران علم است نه فلسفه، از این رو طرح مباحث مابعدالطبیعه در این دوران دیگر ضرورتی ندارد. در نقد سخنان اگوست كنت باید گفت: اگر مباحث فلسفی زائد بود، نمی بایست در قرون اخیر فیلسوفان به بررسی مسائل عالی فلسفی علاقه نشان دهند. تقسیم اگوست كنت از تاریخ به اعتبار ادراكات بشری است. برای مثال: در دوره ربانی كه بشر نمی توانسته به بررسی علل رویدادهای طبیعی بپردازد، برای آن ها علل غیر مادی را تصور می كرده است، اما در دوران جدید كه به علل آن ها پی برده، دیگرلزومی به تبیین های غیرمادی برای شناسایی پدیده های مادی نیست. بر اساس همین دیدگاه اگوست كنت، این انتقاد بر او وارد است كه درك مسائل فلسفی نیاز به تأملات عقلانی بسیار دارد و بشر باید در كامل ترین مراحل عقلانی خود - كه به زعم وی همین دوران است - به آن ها بپردازد. علاوه بر این، با پذیرش تقسیم بندی اگوست كنت، دیگر نمی توان نظام های فلسفی قبل از میلاد و حتی فلسفه قرون وسطی را تفسیر منطقی نمود.

تعداد بازدید: ۲۱۹۷

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان