از علم تا فلسفه؛ درنگی درونی

فرق های علم و فلسفه

بعضی از تفاوت های علم و فلسفه عبارتند از:

1- به گفته وایتهد، فلسفه:

"به دنبال تعمیم هایی می گردد كه مشخص كننده واقعیت كامل حقیقت بوده و بدون آن ها، هر حقیقتی در عالم تجرید غوطه ور خواهد شد. در صورتی كه علم تجریدساز است و به این كه حقیقت كامل را تنها بالنسبه از بعضی از جنبه های اساسی آن بفهمد، راضی است."

 

2- با علم نمی توان بر جهان هستی اشراف پیدا كرد و هر دانشمندی نیز فقط ابعادی از واقعیت ها را می تواند شناسایی كند، اما به كمك فلسفه می توان بر كلیات جهان هستی آگاهی و احاطه پیدا كرد.

 

3- نظام های فلسفی به جهت تكیه بر كلیات و تعمیم های مافوق تفسیرات، نسبت به نظام های علمی پایدارتر هستند. در فلسفه، اصول ثابتی داریم نظیر وجود واقعیت در جهان خارج از ذهن، حركت در جهان، شیء برای خود و شیء برای من، تكیه متغیرها به ثابت ها و وحدت گرایی ذهن.

 

4- در فلسفه می توان به نوعی یقین كه با مقداری ابهام در آمیخته است، رسید. اما در علم به جهت دخالت وسایل شناخت و "هدف گیری در تحقیق و قرار گرفتن موضوع تحقیق در سیستم بازهستی"، نمی توان به یقین دست یافت.

 

موضوع های متعددی هستند كه علم قدرت بررسی آن ها را ندارد، مانند ارزش نهایی خیر و شر و به طور كلی، تمامی پدیده هایی كه دارای قدر و ارزش مطلق می باشند و نمی توان آن ها را مانند سایر موضوعات طبیعی با وسایل علمی سنجش و مقایسه نمود. به این قسم از موضوعات، می توان مسائل دیگری را اضافه نمود از قبیل بحث از واقعیت مطلق، عدم مطلق...

فلسفه با كوشش تمام در جستجوی راه حل نهایی برای همان مسایلی كه از دیر زمان مطرح شده است، گام بر می دارد. به عبارت روشن تر، فلسفه امروز هم برای فهمیدن حقیقت ماده فلسفی و ارزش ها به طور مطلق و رابطه انسان با جهان و مقدار داوری عقل در حقایق تلاش می كند و قسمت دیگر از تمایل فلسفه، فهمیدن قوانین اعمی است كه شامل نتایج گسیخته علوم بوده باشد.

 

هر چند میان علم و فلسفه اختلاف هایی وجود دارد، اما هیچ یك از دیگری بی نیاز نیست. از نظر فیلسوفان معاصر، علم از این جهت می تواند به فلسفه كمك كند كه اولا مقدمه بعضی از براهین فلسفی را اثبات كند و ثانیآ مسائل جدیدی را برای تحلیل های فلسفی ارائه دهد.

 

فیلسوف از معارفی برخوردار است كه عالم نمی تواند منكر آن ها شود و یا با روش علمی درباره آن ها تحقیق كند. اما "احتمال ضرورت شناخت آن معارف فلسفی و دخالت آن ها در توجیهات علمی و یا مبانی آن توجیهات، گاهی ذهن دانشمند را به خود مشغول می دارد". برای مثال، فیزیكدانی كه به بحث حركت در فیزیك می پردازد، یا شیمی دانی كه به حركت های تفاعلی در قلمرو علم شیمی مشغول است، معنای خاصی را برای حركت در نظر می گیرند و فیلسوف هم كه به بررسی حركت می پردازد، تلاش می كند تا حركتی را طرح كند كه همه موجودات را در برگیرد. وقتی فیزیك دان و شیمی دان احتمال بدهند كه معنای حركت - آن گونه كه فیلسوف مطرح می كند - وسیع تر از آن چیزی است كه در فیزیك و شیمی (علوم تجربی) مطرح است، می تواند به این نتیجه برسد كه اگر به معنای حركت در فلسفه توجه كند، چه بسا به همان معنا برسد و دیدگاه خود را دگرگون كند.

 

هم چنین، علوم اقسام جرم های فیزیكی خارجی را با اختلافات خاص آن ها در اختیار ما می گذارد. ولی جریان فكر انسانی در همین جا خاتمه پیدا نمی كند، بلكه می كوشد حقیقتی را به عنوان ماده مطلق تمامی جرم های فیزیكی خارجی كشف كند، سپس تلاش می نماید یك رابطه كلی را میان حركت به طور مطلق كشف كند. بدین سان، علوم در این گونه مسائل فلسفی خادم فلسفه محسوب می شود.

 

فیلسوف به خوبی می داند كه علم مقداری از واقعیات جهان هستی را می شناسد و ارتباط علمی با واقعیات، در صورت صحت، اطمینان بخش تر از ارتباط فلسفی است، ولی شناسایی علمی محض نمی تواند با همه اجزاء و سطوح هستی ارتباط برقرار كند. فیلسوف احتمال می دهد كه شاید ذهن او در شناخت واقعیات و تعمیم آن ها دخالت كند. یعنی ذهن چه بسا از خود بازیگری نشان دهد و این بازیگری ها سد راه اندیشه او باشد، لذا در مواردی كه ممكن است، باید از علم استفاده كند. البته فیلسوف باید توجه داشته باشد كه ارتباط علمی او با واقعیات، فقط ابعادی از واقعیات را به او می شناساند و هرگز نباید انتظار داشته باشد كه علم همه اجزاء و سطوح هستی را به او بشناساند.

تعداد بازدید: ۹۷۱

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان