شناخت در قلمروی اندیشه ها

نقد ایده آلیسم

 

واقعیات خارجی را نمی توان انكار كرد. سخنان كسانی نظیر بركلی كه موجودات خارجی را مربوط به درك انسان ها یا قابل تعقل بودن آن ها داشته اند، كاملا مردود است. ما برای رد ایده آلیسم یا اثبات این مطلب كه واقعیت برای خود، با قطع نظر از ادراك، وجود دارد سه دلیل ارائه می دهیم:

دلیل اول - وحدت و هماهنگی میان ادراك و مدرك : می دانیم كه كار چشم، دیدن نمودها و اشكال و رنگ هاست. وقتی چشم به میز و صندلی نگاه می كند، شكل میز و صندلی را می بیند و به خوبی درمی یابد كه میز و صندلی، قلم و كاغذ و یا اشیای دیگر نیست. اگر اشیاء و واقعیات جدای از ادراك ما در جهان خارج وجود نمی داشتند، هرگز ادراكات مختلف نسبت به واقعیات مختلف نمی داشتیم.

دلیل دوم- واقعیت مردد بین خود و غیر خود امكان پذیر نیست. آن چه واقعیت دارد، شیء خاص در خارج است، نه شیء مردد میان خود و غیر خود. به طور مثال: هنگامی كه جسمی را از دور می بینیم و نمی دانیم كه آیا سنگ است یا انسان، این را می پذیریم كه آن چه واقعیت دارد، یا سنگ است و انسان نیست و یا انسان است و سنگ نیست. هیچ ایده آلیستی نمی تواند بپذیرد كه آن چه می بیند، شیء مردد واقعی است.

دلیل سوم- موضع گیری های انسان در مقابل واقعیات خارجی : مثلا سردی هوا، انسان را ناگزیر از پوشیدن لباس مناسب می كند. انسان از موجودات درنده فرار می كند. اگر انسان چاهی را درمقابل خود ببیند، راه خود را كج می كند یا برای دیدن اشیاء دنبال روشنایی می رود. این گونه موضع گیری های ما در مقابل واقعیات، بهترین دلیل برای وجود واقعیات خارجی است.

پاسخ به یك اشكال

گفتیم كه من یا فاعل شناسایی، بدون عوامل و وسایل و كانال هایی معین نمی تواند با واقعیات ارتباط برقرار كند. حال، این اشكال پیش می آید: آیا می توان به معرفت خالص و ناب رسید؟

در میان فیزیك دانان غربی، ماكس پلانك بر این اعتقاد است: ما به وسیله حواس و ابزارهای علمی می توانیم حقایق بسیاری را در مورد واقعیات به دست آوریم و كشف حقایق نیز همواره در حال استمرار و پیشرفت است، هر چند هیچ گاه به منزلگه نهایی نخواهیم رسید. 

در این جا، با بیان دو اصل، به پاسخی قانع كننده تر دست خواهیم یافت:

اصل اول- هر دو ركن "من" و "جز من" یا فاعل شناسایی و جهان خارجی، قانون مند هستند. همان گونه كه انبساط اجسام به وسیله حرارت، یك قانون طبیعی در عالم خارج است، هم چنین احساس حرارت كه به وسیله حس لامسه به دست می آید، بر اثر وسایل و عوامل گوناگون مختلف خواهد بود. حرارتی كه حس لامسه از شیشه احساس می كند، غیر از احساس همان درجه حرارت به وسیله پشم یا چوب و گچ و سنگ است. قانون مندی دو قلمرو "من" و "جز من" را هیچ گاه نمی توان انكار كرد و هر فیزیكدانی با همین قوانین حاكم بر من و عوامل و وسایل و كانال هایی كه دارد، به سراغ شناسایی قوانین حاكم بر واقعیات می رود.

اصل دوم- هماهنگی میان فاعل شناسایی یا ذهن با واقعیات در به دست آوردن علم و معرفت؛ به این معنا كه عوامل ادراك با مختصاتی كه دارد، در ارتباط با واقعیات یكسان عمل می كند. به طور مثال: چشم انسان اجسام بزرگ را همواره از دور كوچك می بیند یا همواره پنكه در حركت سریع، دایره مشاهده می شود، نه آن كه گاه دایره ببیند و گاه غیر دایره.

در طول تاریخ نیز بشر با همین مختصات مغزی و ذهنی خود، به شناسایی واقعیات پرداخته، حقایق بسیاری را كشف كرده است.

منطق علمی اقتضاء می كند كه بگوییم: راه و رسم علمی محض در ارتباط با واقعیات یكی از طرق بسیار با اهمیت و حیاتی در رسیدن به واقعیات برای خود می باشد، نه همه آن ها. اگر این حقیقت مورد قبول قرار بگیرد، به اضافه این كه خود را از حقیقت منحرف نساخته ایم، ممكن است مغزهایی مقتدر برای پیدا كردن راه های دیگری برای ارتباط با واقعیات به راه بیفتند و به نتایج عالی تری برسند. آیا پدیده اكتشاف و به ظهور رسیدن هزاران حقایق پشت پرده معلومات از راه شهود اكتشافی، به تنهایی اثبات نمی كند كه ما به اضافه راه رسمی و معمولی علم، راه هایی دیگر برای ارتباط و كشف واقعیات داریم؟

در بحث از رابطه "من" با "جز من" یا فاعل شناسایی با واقعیات، باید این نكته مهم را در نظر گرفت كه اگر واقعیات مورد مطالعه، انسان و شوونات او باشد، دخالت من یا فاعل شناسایی و عوامل و وسایل و كانال های آن در ادراك موضوع شناسایی بیش تر دخالت خواهند داشت. به طور مثال: هنگامی كه انسان درباره اراده فكر می كند، اراده هایی را كه در درونش به جریان افتاده و معلوماتی را كه درباره آن اندوخته است، لحاظ می كند و آن ها را بر همه انسان ها سرایت می دهد؛ یا اگر لذت پرستی عنصر اساسی شخصیت متفكری باشد، وی لذت پرستی را در تفسیر شخصیت انسان های دیگر به كار خواهد گرفت. از همین جاست كه می گوییم: وقتی ماكیاولی به اظهارنظر درباره انسان و شوون اخلاقی و سیاسی و اجتماعی او می پردازد، قطعآ برمبنای اندیشه خود به بررسی آن ها می پردازد. ماكیاولی نمی تواند شخصیت یك انسان عادل را كه برمبنای احساس تكلیف - كه فوق سوداگری ها عمل می كند - دریابد، بلكه وی در تفسیر آن انسان شریف و كارهای عادلانه وی، برمبنای خودخواهی نظر می دهد.

 

تعداد بازدید: ۲۱۱۷

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان