انسان شناسي از منظري نو

ويژگي هاي هستي مستند به خود

 

براي نجات از خودبيگانگي منفي، هستي انسان بايد مستند به خود باشد. يعني خود انساني در هدف گيري ها و انتخاب وسيله و تشخيص بايستگي هاي حيات، از استقلال شخصيت برخوردار باشد. در بحث از هستي مستند به خود، بايد به سه نكته توجه داشت:

 

1- هستي مستند به خود به معناي خود مجرد و مجزا از عوامل طبيعي و انساني نيست، بلكه مراد آن است كه خود مانند آلات موسيقي نباشد تا براي نواخته شدن آهنگش به فعاليت ديگران وابسته باشد.

 

2- بازگشت به خويشتن به معناي رعايت اصول منطقي حيات است.

 

3- معناي هستي مستند به خود، استخدام ديگر انسان ها به عنوان وسيله نيست. كسي كه از خودبيگانگي منفي رها مي شود، هيچ گاه نمي گويد: "من هدف و ديگران وسيله"، زيرا در اين صورت به جاي رشد و استقلال خود انساني، حيات طبيعي دچار تورم مي شود. 

براي بازگشت به خويشتن بايد گام هاي زير را برداشت:

 

الف- در اولين گام بايد مسأله حيات و ارزش آن براي انسان مطرح شود. بدون اثبات ارزش استقلالي براي حيات، نمي توان هستي از دست رفته انسان ها را به آن ها بازگرداند.

 

ب- همان گونه كه قوانين بشري بايد از مافوق تمايلات زندگي طبيعي سرچشمه بگيرند، مجريان قوانين نيز بايد به ماوراي طبيعت گرايش داشته باشند تا بتوانند انسان ها را در مسير حركت به سوي هستي مستند به خود كمك كنند.

 

ج- تعليم و تربيت نقش مؤثري در تحقق هستي مستند به خود دارد.

تعليم و تربيت بايستي از آغاز زندگي انساني تمام كوشش خود را در اين حقيقت صرف كند كه با تمام مهارت و تخصص هاي شايسته به انسان بفهماند كه تو فعلا جويبار ناچيزي هستي كه از منابع مختلف دامنه كوه هاي تاريخ و وراثت و محيط به جريان افتاده اي، اما ديري نخواهد گذشت كه با توجه به نيروي نهفته در خود، به اقيانوسي مبدل خواهي گشت كه همه جويبارها و رودخانه ها و درياچه ها از تو استمداد خواهند كرد، و بايد براي نشان دادن واقعيت اين تحول شگرف، هزاران شخصيت هاي بزرگ تاريخي را كه در دگرگون ساختن مقاصد و مسير زندگي بشر بزرگ ترين قدم ها را برداشته اند، به آنان معرفي نمود.

 

د- انسان بايد دو مفهوم استقلال و وابستگي را درك كند تا دريابد همان گونه كه استقلال كامل امكان پذير نيست، وابستگي صد در صد هم به بيگانگي انسان از خود مي انجامد.

 

ويژگي هاي هستي مستند به خود

 

در تحليل ضعف هاي انساني، عوامل زير قابل ذكر است:

 

1- وابستگي حيات انسان به واقعياتي بيرون از خود : بعد مادي انسان وابسته به يك سلسله علل دروني و بيروني است كه در مجراي قوانين مخصوص قرار دارد و گاه اين عوامل، انسان را دچار ضعف مي سازد. در بعد رواني يعني در زمينه استعدادها و غرايز - روابط بسيار ظريف و حساسي وجود دارد كه در مقابل عوامل نيرومند مختل مي شوند و از كار مي افتند. به عبارت ديگر، انسان يك سلسله توانايي ها و محدوديت هاي فيزيكي و روحي دارد كه از آن ها گريزي نيست. البته اين محدوديت ها اولا عامل اخلال نظم و منطق حيات نيستند و ثانيآ انسان درباره ناتوانايي هاي غيراختياري خود، هيچ گونه مسؤوليتي ندارد.

 

2- ضعف ناشي از جهل اضطراري : انسان دقيقآ نمي داند كه يك لحظه بعد، وضع رواني او چگونه خواهد بود.

 

اي برادر عقل يك دم با خود آر             دم به دم در تو خزان است و بهار

 

ممكن است انسان لحظات آينده رواني خود را با تشابه و مقايسه با گذشته حدس بزند، اما هيچ گاه نمي تواند علم قطعي نسبت به آينده خود پيدا كند. اين نوع ضعف موجب مي شود انسان احساس استغناء ذاتي خود را تعديل كند و دچار طغيانگري شود.

اين نوع ضعف را مي توان با تقويت انديشه و تعقل در شناخت واقعيات مرتفع ساخت.

 

3- ضعف هاي اختياري مستند به خود انسان : دو نوع ضعف فوق چون غيرارادي هستند، نقصي در خلقت انسان محسوب نمي گردند و آن ها را نمي توان به طور كامل از ميان برد، اما انسان بر اثر اعمال اختياري خود دچار يك سلسله نقص ها و ضعف ها مي شود كه مسؤوليت از بين بردن آن ها بر عهده خودش مي باشد. جنگ ها، ظلم ها، پيمان شكني ها، اعتيادها نمونه اي از ضعف هاي شرم آور مستند به انسان مي باشند كه از ميان بردن آن ها وظيفه خود انسان است.

ضعف و قوت در نوع انسان ها در سه موقعيت بروز مي كند كه عبارتند از:

 

1- اختلاف در استعدادها و موقعيت هاي غيراختياري است كه موجب اختلاف ميان افراد انساني مي شود. كسي كه داراي نبوغ است، با كسي كه از هوش اندك برخوردار است، تفاوت دارد. شخص اول را مي توان قوي و شخص دوم را ضعيف تلقي كرد. كسي كه داراي قريحه ادبي است، در مقابل كسي كه فاقد قريحه است، قوي تلقي مي شود. استعدادهاي متنوع فراگيري و هوش و حدس و استعداد در زمينه هاي اقتصادي و قضايي و سياسي موجب اختلاف ميان انسان ها و تقسيم آن ها به قوي و ضعيف مي شود.

تنوع استعدادها و مختصات به گونه اي است كه برخي افراد در يك سلسله استعدادها قوي هستند و برخي در استعدادهاي ديگر ضعيف. در اين نوع از اختلاف ها، چون هر يك از اشخاص داراي امتيازي است كه در ديگري وجود ندارد، افراد جامعه مي بايد با هماهنگ ساختن استعدادهاي گوناگون خود، از آن ها در مسير رشد و كمال استفاده كنند.

 

2- گاهي اختلاف ميان قوي و ضعيف در مسير هماهنگي براي حيات معقول قرار مي گيرد و هر يك از دو گروه قوي و ضعيف، صعود به قله هاي مرتفع حيات معقول را هدف گيري مي كنند. با وجود اختلاف در استعدادها، احساسات، تمايلات، انديشه ها، فرهنگ ها، محيط هاي اجتماعي و ضعف و قوت هاي جسماني انسان ها، هيچ گاه نمي توان اختلاف ميان ضعيف و قوي را به طور كلي حذف نمود، بلكه بايد زندگي اجتماعي را به گونه اي تنظيم كرد كه هر فردي با تمام مختصات خود، در مسير تحقق حيات معقول حركت كند.

 

3- گاه رويارويي ضعيف و قوي در رقابت هاست. رقابت ميان اقويا و ضعفا بر سه قسم اساسي تقسيم مي شود:

 

الف- رقابت بدون تعرض، يعني هر يك از قوي و ضعيف بدون برخورد با ديگري در مسير زندگي خود حركت مي كند. ضعيف به راه خود مي رود و قوي به راه خود، بدون آن كه يكي عليه ديگري اقدامي كند.

 

ب- رقابت مزاحم، كه گاه موجب از ميان بردن طرف مقابل مي شود.

بايد گفت: همه رقابت هايي كه در ميدان حيات طبيعي محض با خود محوري انجام مي گيرد، از اين قسم دوم است كه براي "جز من" هيچ ارزشي را به رسميت نمي شناسد و هر چه مربوط به يكي از شؤون حيات او بوده باشد، اگر قدرت در اختيار گرفتن آن را داشته باشد، بدون تأمل و توقف، آن را تحت سلطه خود قرار خواهد داد. اگر قدرت نداشته باشد كه آن را در اختيار خود قرار بدهد، به اضافه آرزوي دايمي براي به دست آوردن آن، تا آن جا كه بتواند، در تملك آن خواهد كوشيد. اينان حيواناتي هستند كه "خود طبيعي"شان حد و مرزي براي تورم خود نمي شناسند و زشت تر از اين پليدي، آن است كه همواره خود را از انسان و جهان طلبكار مي دانند. يعني در آن صورت كه به آرزوهاي خود نمي رسند، چنين تلقي مي كنند كه انسان يا جهان حق آنان را خورده است و بايد روزي انتقام خود را از انسان يا جهان بگيرند."

 

ج. رقابت سازنده، كه موجب نيل هر يك از دو رقيب به قله كمال مي شود. اين نوع رويارويي نه تنها ممنوع نيست بلكه مورد تأكيد نيز قرار گرفته است. آياتي كه افراد را به سبقت در خيرات تحريك مي كنند، نشانه تأييد اين نوع رقابت است.

 

وَ لِكُلِّ وِجْهَةٌٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقوُا الْخَيْرات(بقره / 147)

"براي هر كسي در اين دنيا، هدفي و قسمتي براي حركت در زندگي وجود دارد. پس شما براي وصول به خيرات سبقت بجوييد."

 

كساني كه در مسابقه براي تحصيل خيرات شركت نمي كنند، با برخورداري از اختيار، خود را ضعيف و ناتوان مي سازند.

خلاصه، در اين نوع رويارويي انسان با انسان ديگر كه نامش رقابت و مسابقه سازنده است - در حقيقت - دو انسان براي نابودي يا تضعيف يكديگر صف آرايي نمي كنند، بلكه تكاپوي جدي براي نشان دادن خير بالاتر از خيري است كه ضعيفان افتان و خيزان خود را به آن رسانده اند، و براي نشان دادن استعدادي بالاتر و قوي تر از استعدادي است كه در رديف هاي عقب مانده قافله بشريت با پاي لنگ و عصازنان، آن استعداد را از خود بروز داده اند.

تعداد بازدید: ۱۲۹۳

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان