انسان شناسي از منظري نو

رابطه خودشناسي با خداشناسي

 

در روايتي از پيامبر(ص) آمده است:

مَنْ عَرَفَ نَفـْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه

"كسي كه خود را شناخت، خداي خود را شناخته است."

 

در تفسير اين حديث مي توان به نكات زير توجه كرد:

 

1- نفس انساني مجرد است. يعني يك امر غيرمادي است. خداوند متعال نيز فوق ماده و لوازم آن است.

 

2- همان طور كه خداوند وحدت حقيقي دارد، نفس انساني نيز كه مديريت اجزاء دروني و بروني بدن را بر عهده دارد، واحد است.

 

3- نفس انساني با اين كه با بدن در ارتباط است، مديريت همه اعضاي بدن و غرايز طبيعي و نيروها و استعدادهاي دروني را بر عهده دارد. خداوند نيز با وجود اشراف بر موجودات، مديريت كاينات را برعهده دارد.

 

4- خداوند سبحان، در عين ارتباط با جهان هستي، مافوق حدوث و تغيير زمان است. هم چنين، نفس انساني در عين ارتباط با اجزاي بدن، فوق زمان است.

 

5- خداوند، هم وحدت ذاتي دارد و هم از صفات ذاتي كثيري برخوردار است كه آن صفات، مغاير وحدت الهي نيست.

 

6- خداوند، جهان خلقت را از كتم عدم آفريده است. خداوند جهان را بدون سابقه وجود - يعني بدون ماده قبلي يا هيوليû، انشاء و ابداع نموده است. همين طور نفس انساني، تصورات و تصديقات و تجسيم ها و تجزيه و اكتشافات را مي تواند ابداع و انشاء نمايد.

 

7- خداوند به امور ثابت و متغير علم دارد و علم وي به متغيرات، موجب دگرگوني و كثرت علم او نمي شود. به همين نحو، علم انشايي در موقع تعلق به متغيرات، دچار تغيير و دگرگوني نمي شود.

 

8- همان طور كه خداوند فاعل مختار است، نفس انساني نيز فاعل مختار است. البته اختيار الهي با اختيار انساني تفاوت دارد.

 

9- خداوند، عالم بر كليات و جزئيات است و علم او به جزئيات نيز موجب تغيير در ذات اقدس ربوبي نمي شود. نفس انساني نيز كه عالم بر جزئيات است، خود را با علم حضوري بدون تغيير مي يابد.

 

10- خداوند، محيط بر همه اجزاء و نمودهاي عالم هستي است و ارتباط احاطه اي او با همه اجزاي عالم يكسان است. به همين ترتيب، احاطه نفس و نظاره و سلطه او بر همه اجزاء بدن، تا حدودي مساوي است.

 

11- ما اصل وجود خدا و صفات جمال و جلال او را درك مي كنيم، اما از درك ذات الهي ناتوان هستيم، زيرا ابزار ادراكي ما، توانايي اشراف و احاطه بر ذات اقدس الهي را ندارد. به همين نحو، ذات اقدس نفس قابل شناسايي نيست، اما اصل وجود و صفات وي قابل شناسايي است.

 

12- خداوند به همه مخلوقات خود - مخصوصآ انسان ها - محبت دارد، زيرا آن ها مخلوق او هستند. اين محبت ناشي از عوامل غريزي و سودجويي نيست. نفس انساني هم استعداد محبت ورزيدن به مصنوعات و آثار فكري خود دارد و مي تواند بر اثر تعالي، محبت مزبور را بدون عوامل غريزي و سودجويي به مصنوعات خود داشته باشد.

 

13- خداوند محبت خاصي به جمال و كمال دارد و با وجود آن كه ذات او از جمال و كمال بي نهايت برخوردار است، خواهان جمال و كمال در مخلوقات مي باشد. نفس انساني نيز با قطع نظر از عوامل اجتماعي و فرهنگي، اشتياق به جمال و كمال دارد، تا جايي كه مي توان كمال طلبي و زيبايي جويي را از مختصات نفس انساني دانست.

 

14- هر چه را كه خداوند بيافريند، كم ترين تأثيري در ذات اقدس او ندارد، يعني اين گونه نيست كه مخلوقات به عنوان جزيي از يك كل جدا شوند. همين گونه است نفس انساني كه اگر ميلياردها تصور و تصديق و تجسيم و اراده و تصميم را به وجود بياورند، كم ترين تأثير و دگرگوني در نفس پديدار نخواهد شد.

 

15- خداوند متعال به طور دائم فعال است و تمام حركات و دگرگوني هاي عالم، در نهايت به فاعليت دايمي او بازمي گردد. نفس انسان نيز يك لحظه سكون و استقرار ندارد، بلكه به طور دايم در حال فعاليت است.

 

16- خداوند سبحان، جهان را بدون آن كه هدفي را به عنوان سودجويي منظور نمايد، خلق كرد. نفس انسان نيز مي تواند به تكاليف خود، فوق سودجويي ها اقدام نمايد. يعني با تهذيب نفس به جايي برسد كه عمل را براي خود انجام دهد، بدون آن كه توقعي از پاداش و فرار از كيفر داشته باشد.

 

17- فقط با پذيرش خدا و اتكاء عالم به اوست كه مي توان جهان هستي را به طور معقول تفسير كرد. اگر نفس انساني رشد و كمال پيدا كند، نشانه آن است كه جهان بيهوده خلق نشده است. زيرا انسان هاي رشديافته با صفات و رفتار عالي خود، اثبات مي كنند جهاني كه ظرفيت و پرورانيدن چنين كمال يافتگاني را دارد، از غرض و غايت تهي نيست.

 

18- خداوند سبحان به جهت علم و سلطه مطلقه اي كه بر عالم دارد و از همه امور آگاه است، داراي حلم بي نهايت است. نمونه اي از اين حلم در نفس انساني نيز مشاهده مي شود.

 

19- خداوند سبحان با علم حضوري، علم به ذات و صفات و افعال خود دارد. نفس انسان نيز مي تواند با علم حضوري، ذات و صفات و افعال خود را دريابد.

 

20- جهان هستي نمي تواند خدا را محدود سازد. يعني موجودات جهان هستي نمي توانند مكان و موقعيتي را اشغال كنند كه خدا در آن مكان و موقعيت وجود نداشته باشد. نفس انساني نيز چنان احاطه اي بر بدن دارد كه هيچ يك از آن ها (اجزاي بدن) نمي توانند نفس را محدود كنند و در موقعيتي كه قرار دارند، نفس را از آن موقعيت منتفي سازند.

تعداد بازدید: ۲۹۴۹

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان