انسان شناسي از منظري نو

روابط چهارگانه انسان

 

در مورد انسان چهار نوع رابطه را مي توان مطرح كرد:

1- رابطه انسان با خويشتن.

2- رابطه انسان با جامعه (رابطه انسان با هم نوع).

3- رابطه انسان با جهان هستي.

4- رابطه انسان با خدا.

 

 

1- رابطه انسان با خويشتن: انسان آگاهي به خويشتن دارد و مي تواند خود را متحول و دگرگون سازد. آگاهي به خويشتن موجب شده تا رشته هاي متنوع روان شناسي به وجود آيد. اگر انسان، آگاهي از خويشتن نمي داشت، هرگز نمي توانست از نمودهاي رواني ديگران با خبر شود. بر رابطه انسان با خويشتن، چند قانون حاكم است كه عبارت است از:

 

الف- آگاهي والا به اين كه انسان جزيي از هستي هدفدار است. انسان بايد بر آگاهي خود نسبت به همه ابعاد مادي و معنوي خويشتن بيفزايد و نقاط تاريك وجود خود را از ميان ببرد. انسان بايد از آن مقدار روشنايي هايي كه درباره خويشتن دارد، حداكثر استفاده را بنمايد. آگاهي از اين كه جان انسان جزيي از آهنگ هستي است، بسيار باعظمت است. اگر انسان به اين مرتبه از آگاهي برسد - يعني خود را جزيي از جهان هستي تلقي كند - از ويژگي هاي زير برخوردار خواهد بود:

- انسان به تخدير خود نخواهد پرداخت.

- از حيله گري هاي تباه كننده روح، پرهيز خواهد كرد.

- دنياپرستي و تكاثر از وجود انسان حذف خواهد شد.

- از زيبايي ها بهره برداري خواهد كرد.

- رقابت ها و تضادهاي كشنده به رقابت و مسابقات سازنده تبديل خواهد شد.

- انبساط رواني براي انسان ايجاد خواهد شد.

- هدف ها و وسايل را درست ارزيابي خواهد كرد.

- از قدرت، تفسير صحيح ارائه خواهد داد.

- جوامع انساني به خانواده اي واحد تبديل خواهند شد.

- آدمي در جهت تربيت روحي و تقويت آگاهي هاي ديگران تلاش خواهد كرد.

ب- پذيرش لزوم مالكيت بر خويشتن. براي رشد و توانايي روح انساني كه مالكيت بر خويشتن دارد، موجب مي شود تا روح اسير پليدي ها و پستي ها نشود.

 

ج- فريب ندادن خويشتن در ارتباط با حق. انسان بايد در رابطه با خويشتن صميميت نشان دهد و واقعيات را بپذيرد. خودفريبي از بدترين خيانت هاي انسان نسبت به خويشتن است. انساني كه حق را نمي پذيرد، دچار خودفريبي شده است.

 

د- بهره برداري هر چه بيش تر از استعدادهاي مثبت و سازنده خويشتن، انساني كه به خويشتن آگاهي داشته باشد، خود را بر خود برمي نهد و هيچ گاه استعدادهاي مثبت خود را مستهلك نمي سازد. چنين انساني استعدادهاي خود را در جهت تخريب و نابودي ديگران به كارنخواهد برد، بلكه از آن ها در جهت خدمت به ديگران و شكوفايي روح خود استفاده خواهد كرد.

 

ه - محبت به انسان ها كه از ذات مي جوشد. آگاهي بر خويشتن موجب مي شود تا انسان ها به يكديگر محبت بورزند. مراد از محبت نيز در اين جا محبت ناشي از احساسات تصعيد شده است، نه گرايش هاي طبيعي محض. اعتلاي روحي انسان موجب مي شود انسان در آهنگ هستي خود را با ديگران هماهنگ ببيند و در نتيجه به ديگران محبت بورزد.

 

2- رابطه انسان با جامعه (رابطه انسان با هم نوع): اميل دوركيم ديدگاهي افراطي را در مورد رابطه انسان با جامعه مطرح كرده است. وي معتقد است كه من انساني ساخته شده جامعه مي باشد و انسان هويت و شخصيتي مستقل در برابر محيط اجتماعي ندارد.

در نقد اين نظريه بايد گفت: انسان داراي استعدادهاي بسياري است كه جامعه فقط مي تواند در زمينه رشد آن ها گام بردارد، يا جلوي رشد آن استعدادها را بگيرد. جامعه مي تواند مسير هويت افراطي را بر عهده گيرد، نه آن كه هويت آن ها را تعيين كند. اجتماع فقط مي تواند زمينه رشد ابعاد جسماني و رواني انسان ها را فراهم آورد، يا سد راه رشد آن ها باشد. به عبارت ديگر، انسان ها با يك سلسله استعدادها پا به عرصه وجود مي گذارند كه عوامل بسياري در رشد آن ها مؤثر است و يكي از آن عوامل، جامعه و مديريت هاي گوناگون آن مي باشد. البته جامعه ممكن است هويت فرد را اسير عوامل جبري و ناخودآگاه سازد كه بر عهده مديريت هاي اجتماع است تا نگذارند افراد انساني به موجوداتي از خود بيگانه مبدل شوند.

تعداد بازدید: ۲۹۵۰

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان