انسان شناسي از منظري نو

3- رابطه انسان با جهان هستي: اگر آدمي تصور كند كه به عنوان موجودي ناچيز در برهه اي از زمان به وجود آمده و با جهان هستي ارتباطي ندارد، به مبارزه با خويشتن پرداخته است. در رابطه با جهان هستي، انسان عهده دار چند وظيفه است :

 

الف- انسان بايد به شناسايي جهان و قانونمندي هاي آن بپردازد. انسان بايد هم نگاه جزء نگر به جهان داشته باشد و هم نگاه كل نگر. در ديد جزءنگر، انسان فقط با حواس و ابزار مصنوعي به جهان عيني مي نگرد و قوانين آن را كشف مي كند و با ديد كل نگر، معنا و مفهوم آن را درمي يابد.

 

ب- جدي گرفتن قوانين جاذبه در جهان هستي و برخورداري از آن ها. جهان آفرينش داراي قوانين مادي و معنوي بسيار است كه نمي توان آن ها را به شوخي گرفت. اين كه تا انسان كاري را انجام ندهد، نتيجه اي به دست نخواهد آورد، يا هر عملي، عكس العملي رابه دنبال خواهد داشت، نمونه اي از قوانين اين عالم است كه بايد از آن ها بهره برداري كرد.

 

ج- جهان داراي بعد ملكوتي است. ربط اين جهان با مبدأ جهان، بعد ملكوتي آن است. درك بعد ملكوتي جهان موجب مي شود تا احساس تكليف در درون آدمي بجوشد و زندگي معنا و مفهوم عميقي پيدا كند.

 

4- رابطه انسان با خدا: انسان درارتباط با خدا مي تواند كمال پيدا كند. در اين نوع ارتباط است كه آدمي در مي يابد كه خداوند متعال او را بدون كم ترين نيازي آفريده است و بايد نمونه اي از كمالات الهي را در خود متجلي سازد. اگر انسان دريابد كه آن چه در انتظار اوست، كمال و جمال والاي الهي است، ديگر خود را با پديده هاي ناچيز جهان مشغول نمي كند.

در ارتباط با خدا، انسان بايد نظاره و سلطه خداوندي را برخود جدي تلقي كند، زيرا اگر انسان احساس كند كه همه موجوديت او در حيطه علم خداوندي قرار گرفته، هرگز از مسير حق منحرف نخواهد شد.

 

 

اعتدال رواني

 

اعتدال رواني عبارت است از: هماهنگي ميان فعاليت استعدادهاي دروني انسان با عوامل به فعليت رساننده آن ها. هر اندازه كه استعدادهاي انسان وظايف قانوني خود را بهتر انجام دهد انسان معتدل تر خواهد بود. از آن جا كه استعدادهاي رواني انسان در ارتباط با يكديگر هستند، لذا اعتدال نظام روان انسان، نشانه اعتدال هر يك از استعدادهاست. هم چنين، اعتدال هر يك از استعدادها دليل بر اعتدال كل مجموعي آن هاست.

 

اعتدال رواني را مي توان "سلامت فكر" نيز دانست. انساني كه از سلامت فكري بيش تري برخوردار باشد، از اعتدال رواني بهتري بهره مند خواهد بود. البته مراد از فكر در اين جا، تنها انديشه رسمي نيست، بلكه مجموع فعاليت هاي مغزي انسان است كه شامل "احساسات وارده، تجسم و تداعي معاني انتخاب وسيله و موازنه وسيله و هدف" مي باشد.

اعتدال رواني وجود ندارد و اگر هم در واقع و نفس الامر وجود داشته باشد، از نظر علمي نمي توان آن را شناخت. اين مطلب نيز ناشي از دو عامل زيرين است:

 

1- بي نهايت بودن امتيازطلبي انسان، چه در زمينه خودخواهي و چه در زمينه كمال جويي. چون انسان در زمينه گسترش "خود طلبي" يا "خود اعلي" حد و اندازه اي ندارد، لذا اعتدال حقيقي براي روان آزاد وجود ندارد. خود گستري من تا بي نهايت، ناشي از بعد ماوراءطبيعي انسان است. شخصيت انسان داراي دو رويه است. با يك رويه با محسوسات در ارتباط است و با رويه ديگر، با مقولات و ارزش ها پيوند دارد. من انساني در هر دو طرف مي تواند تا بي نهايت گسترش يابد و اعتدال حقيقي در ميان اين دو بعد بي نهايت قابل تصور نيست. نه در بعد مثبت - كه مربوط به خود اعلي است - مي توان اعتدال را مطرح كرد و نه در بعد منفي، كه مربوط به خود طبيعي است.

 

2- انعطاف پذيري نامحدود انسان. انسان با تغيير در عوامل جبري و گزينش هاي اختياري خود، انعطاف نامحدود از خود نشان مي دهد. براي مثال: تعليم و تربيت هاي مناسب مي تواند با ايجاد انقلاب رواني در فرد، يك جنايتكار را به انسان عادل تبديل كند يا با فريبكاري هاي تدريجي، فرد عادل را به يك جنايتكار مبدل سازد. اين موضوع نيز نشانه غيرقابل شناسايي بودن اعتدال حقيقي است.

 

تعداد بازدید: ۲۹۵۱

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان