انسان شناسي از منظري نو

سومين اشكال روش تجزيه اي، اين است كه گاه متفكر به بلاي "جز اين نيست" دچار مي شود. چنان كه برخي از متفكران در تفسير انسان چنين گفته اند:

- انسان فقط داراي بعد اجتماعي است و جز اين نيست.

- موجودي مطلق گراست و جز اين نيست.

- موجودي لذت جوست و جز اين نيست.

- همان غريزه جنسي است و جز اين نيست.

- گرگ انسان است و جز اين نيست.

- حيواني است مكتشف و جز اين نيست.

- حيواني خودخواه است و جز اين نيست.

- حيواني است كه فقط آزادي را مي خواهد و جز اين نيست.

- حيواني است قدرت پرست و سلطه جو و جز اين نيست.

- حيواني است معامله جو و جز اين نيست.

هنگامي انسان شناسي جريان منطقي خود را طي مي كند كه در تفسير انسان، هيچ متفكري "جز اين نيست" نگويد.

چون در روش تجزيه اي فقط به يك بعد انسان توجه مي شود، لذا انسان گاه به آن بعد عشق مي ورزد و ساير ابعاد خود را در خدمت آن بعد درمي آورد. علاوه بر اين، با عشق ورزيدن به يك بعد، آدمي از قلمرو علم و تحقيق خارج شده و به جهت شهرت و نفوذ شخصيت هاي علمي، زندگي وي شديدآ تحت تأثير آن ها قرارمي گيرد.

 

 

اشكالات روان شناسي معاصر

 

1- برخي از روان شناسان غربي، مسائل رواني را بر مبناي مسائل بيولوژيكي و فيزيولوژيكي و يا ابعاد طبيعي محض تفسير مي كنند و در نتيجه، از شناسايي روان انساني باز مي مانند.

 

2- بعضي از روان شناسان در پذيرش فعاليت هاي عالي رواني حساسيت دارند و آن ها را ناديده مي گيرند. چنان كه فرويد مي گويد: "من از طرح مسائل عرفاني و معنوي احساس ناراحتي مي كنم".

 

3- در عصر حاضر يك خطاي اساسي در تفسير علم صورت گرفته و آن اين كه: برخي تفكر علمي را منحصر دانسته اند به آن چه از مشاهده و تجربه به دست مي آيد. برخي از دانشمندان در تحليل روان انساني فقط به آن چه از مشاهده به دست مي آيد، بسنده كرده اند. اين امر همان آسيبي را بر روان شناسي وارد ساخته است كه در تفسير جهان فقط به چهار عنصر معتقد باشيم. با در نظرگرفتن روان انسان و ابعاد و استعدادها و تحولات بي شماري كه روان انسان در شرايط مختلف از خود بروز مي دهد، هيچ گاه نمي توان فقط به علوم تجربي بسنده كرد. در تحليل مسائل مربوط به روان انساني، بايد رشته هاي متعدد علمي به وجود آيد، همان گونه كه در تفسير پديده هاي مادي، ريشه هاي مختلف علمي به وجود آمده است.

 

4- روان شناسي امروزي، فعاليت ها و مختصات و شؤون مختلف "دل" را ناديده مي گيرد. دل انسان داراي فعاليت هاي بي شماري است كه در ادبيات فارسي با 427 كلمه، نظير دلداده، دلزده، بي دل و ... مطرح شده است.

 

اهميت دل و وجدان انسان، تا آن جاست كه اگر در بررسي موضوعي، عقل و منطق ناتواني نشان دهند، انسان ها براي اثبات مدعاي خود، به وجدان و دل و فطرت پاك متوسل مي شوند.

 

5- روان شناسي معاصر، حد خاصي از روان را انتزاع كرده و به توصيف آن مي پردازد؛ چنان چه روان انساني از اين حد متعارف منحرف شود، خود را به عدم تعادل متهم مي كنند. روان شناسي ميان روان راكد و جامد و روان پويا و كوشا كه نمي خواهد يك نمود را در دو لحظه يكسان ببيند، فرقي نمي گذارد.

به عنوان مثال: اين كه چرا برخي انسان ها به طواف خويشتن مي پردازند، يا چرا روان برخي افراد پويايي دارد و برخي ديگر چرا نمي خواهند از پيچيدن به دور خود و رسيدن به پوچي نجات پيدا كنند؟ در واقع، روان شناسي ميان رواني كه حالت ايستايي دارد، و رواني كه پويايي دارد فرقي نمي گذارد و هر دو را با اصول و قواعد واحدي بررسي مي كند.

تعداد بازدید: ۲۹۴۵

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان