انسان شناسي از منظري نو

استعدادهاي دروني انسان

 

انسان استعدادهايي در درون خود دارد كه به وسيله عوامل خارجي به فعليت مي رسند. بعضي از متفكران گفته اند: واقعياتي جز آن چه كه عوامل خارجي در انسان به وجود مي آورند، وجود ندارد.

 

اين نظريه مردود است، زيرا عوامل خارجي كه بر درون انسان تأثير مي گذارند، نتيجه اي غير از خود را بروز مي دهند. عده اي از رفتارگرايان نيز با وجود آن كه استعدادهاي انساني را صريحآ انكار نمي كنند، ولي نسبت به استعدادهاي انساني بي اعتنا هستند.

چند دليل براي لزوم استعدادهاي انساني وجود دارد كه عبارتند از:

 

1- نفي استعدادهاي دروني موجب نفي هويت هاي متعين در واقعيت ها مي شود. مي دانيم كه هر پديده اي داراي هويتي متعين است. به طور مثال: اگر جسمي را از دور ببينيم، ولي ندانيم كه آيا سنگ است يا انسان، آن جسم در خارج قطعآ هويت و تشخص خاصي دارد. يعني يا انسان است و يا سنگ.

اگر در درون انسان ها استعدادهايي متعين وجود نداشته باشد، بايد منش ها و رفتارهايي كه از انسان ها بروز مي كند، از هويت هايي غيرمتعين برخاسته باشد كه امري است محال، زيرا هويت غيرمتعين در عالم خارج، از وجود عيني برخوردار نيست. بنابر اين، يا بايد آن استعدادها را به مفاهيم كلي در درون انسان ها مستند سازيم - كه بايد گفت اين امر صحيح نيست - زيرا مفاهيم كلي، ساخته ذهن انسان هاست. يا بايد آن ها (استعدادها) را ناشي از درون انسان ها بدانيم و بگوييم: در درون انسان ها واقعيت هايي وجود دارند كه در ارتباط با عوامل خارجي، موجب پيدايش منش ها و رفتارها مي شوند.

 

2- پديده اكتشافات و ابتكارات و اختراعات. اگر پديده اكتشافات و اختراعات بر اثر استعدادهاي دروني نباشند، بايد از عوامل خارجي ناشي شده باشند، در حالي كه عوامل خارجي هيچ تشابه و سنخيتي با اختراعات و اكتشافات ندارند.

آگاهي ها و معلومات فراواني كه انسان درباره موضوعي دارد، موجب پيدايش اكتشافات و اختراعات نمي شود. اگر عوامل خارجي به تنهايي مي توانست موجب پيدايش اكتشاف و اختراع شود، بايد همه افرادي كه از شرايط لازم برخوردار باشند، مكتشف و مخترع مي شدند.

 

3- بروز منش هاي متنوع، مانند منش قضايي، سياسي، هنري. برخي از افراد انساني از منش خاصي برخوردارند. مانند منش سياسي، منش قضايي، منش نظامي، منش هنري، منش مديريتي و غيره. اين كه انسان هايي داراي منش هاي خاصي هستند، مسلمآ مي بايست اين افراد داراي استعداد مربوط به آن منش باشند. به طور مثال: اگر فردي استعداد هنري نداشته باشد، داراي منش هنري نخواهد بود و يا اگر فردي داراي استعداد سياسي خاصي نباشد، داراي منش سياسي نخواهد بود.

كسي كه داراي منش خاصي مي باشد، عملكردهاي او بر مبناي آن منش است و همواره قادر است تا از آن منش در موارد بسيار استفاده كند.

 

4- بروز "من" كه مديريت حيات را بر عهده دارد. همان گونه كه مي دانيم، كه انسان داراي "نفس" يا "روح مجرد" است. اين روح مجرد با تعبيرهاي مختلفي نظير "خود" يا "من" بيان شده است. آن چه كه از عوامل خارجي وارد حيات انسان مي شود، نمي تواند به عنوان اجزاء و عناصر تحقق "من" تلقي شود، زيرا ميان عوامل خارجي و "من" سنخيتي وجود ندارد. هر آن چه به عنوان عامل خارجي وارد منطقه حيات انساني مي شود، به عنوان خميرمايه "من" تلقي نمي شود. يعني "من" معلول آن شرايط و عوامل نيست، بلكه تجمع و بناي آن عوامل در درون حيات، موجب به فعليت درآمدن "من" مي شود.

خلاصه، اگر در خود پديده حيات، استعداد "من" وجود نداشته باشد، عوامل خارجي كه توانايي رويارويي آگاهانه براي حفظ خود در برابر هيچ موجودي ندارند نمي توانستند به وجود آورنده من بوده باشند.

 

5- فعاليت هاي ذهن. تصورهايي كه از اشياي جهان به دست مي آوريم، در ذهن تنظيم مي شوند. ذهن ما برخي پديده ها را صحيح تلقي مي كند و برخي ديگر را باطل. ذهن فعاليت هاي مختلفي را انجام مي دهد كه ناشي از استعدادهاي آن مي باشد. به فرض، اگر انسان استعداد تعقل را نداشته باشد قادر به تعقل امور مختلف نخواهد بود. اگر در انسان استعداد وجدان اخلاقي وجود نداشته باشد، هيچ گاه به پذيرش يك سلسله "بايد"ها و نفي يك سلسله "بايد"هاي ديگر حكم نخواهد كرد. به همين ترتيب، اگر انسان استعداد زيباجويي نداشته باشد، از تماشاي مناظر زيبا لذت نخواهد برد.

تعداد بازدید: ۲۹۵۳

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان