انسان شناسي از منظري نو

تفسير استعدادهاي متضاد

 

انسان موجودي است كه هم صفات نيك و اخلاقي عالي از وي بروز مي كند و هم صفات پليد و زشت. با در نظر گرفتن اين دو گونه صفات متضاد، آيا مي توان گفت كه در درون انسان استعدادهاي متضاد وجود دارد؟ آيا با اعتقاد به وحدت شخصيت انسان و تجزيه ناپذيري روح مي توان استعدادهاي مختلف را به وي نسبت داد؟

 

اين كه در درون انسان تضادهايي وجود دارد، شكي نمي توان داشت. اين كه انسان، هم مي تواند از حيوانات درنده، پست تر شود و هم از فرشتگان برتر رود، مورد پذيرش همگان است و ابهامي در آن نيست. آن چه قابل تأمل است، تفسير اين دو كيفيت متضاد است. انسان استعدادهاي مختلف دارد. انسان، هم استعداد قاضي شدن را دارد و هم استعداد هنرمند شدن را. در عين حال كه انسان استعداد حق شناسي و عمل به حق را دارد، استعداد آن را دارد كه حق را قرباني هويû و هوس هاي خود كند.

 

تفسير اين استعدادهاي متضاد به اين صورت است كه انسان در شرايط واحد، استعدادهاي متضاد را به فعليت نمي رساند. يعني اين گونه نيست كه انسان در همان حال كه حق شناس است، حق ناشناس هم باشد. ممكن است انسان در زماني حق شناس باشد و با تغيير شرايط در زماني ديگر، حق ناشناس شود. استعدادهاي متضاد انسان را دو نوع مي توان دانست:

 

1- استعدادهاي مثبت و متخالف : مانند استعداد احساسات خام و استعداد تعقل محض. احساسات خام، پيرو هيچ اصل و قانوني جز علت به وجودآورنده خود نمي باشد، در حالي كه حركت تعقل بدون پاي بندي به قانون، امكان پذير نيست.

 

2- استعداد به معناي امكان و قوه : يعني يك سلسله خصلت ها مي تواند از انسان ها بروز كند، البته نه اين كه در ذات انسان وجود داشته باشد. در واقع، بروز و نمود صفات پليد و رفتارهاي زشت، ناشي از خنثي شدن و يا سركوب گشتن استعدادهايي است كه در ذات انسان نهفته است، نه اين كه در درون آدمي استعدادهاي منفي وجود داشته باشد.

 

استعداد به معناي اول، يعني استعدادهاي متخالف را مي توان براي پيشرفت انديشه و روان هماهنگ و منسجم ساخت. به طور مثال: اگر قدرت انديشه و تعقل تقويت شود، احساسات خام به احساسات تصعيد شده تبديل خواهد شد.

 

استعدادهاي نوع دوم كه بالقوه هستند، نمي توانند با يكديگر به فعليت برسند، چه رسد به اين كه با يكديگر هماهنگي پيدا كنند. به طور مثال: هنگامي كه استعداد عدالت ورزي در انسان به فعليت برسد، در همان زمان از چنين انساني ظلم و ستم سر نخواهد زد. بنابر اين، هنگامي كه يكي از استعدادهاي متضاد به فعليت برسد، محال است كه ضد آن استعداد بروز كند، هر چند امكان آن هست كه با تغيير شرايط و حالات، آن ضد تحقق پيدا كند. انسان نيز همواره بايد مراقب باشد تا ضد استعدادهاي مثبت در انسان فعليت پيدا نكند.

 

خلاصه، آن چه خداوند در نهاد انسان قرار داده، استعدادهاي مثبت و سازنده است. حتي پست ترين غرايز انساني نيز با - نظر به ماهيت آن - خير و مفيد است. اين انسان است كه با خنثي كردن استعدادهاي مثبت و سازنده آن، غرايز را مورد سوء استفاده قرار مي دهد. وجود استعدادهاي مختلف در درون انسان نيز با تجرد نفس منافاتي ندارد، زيرا تنها با وجود غير مادي بودن نفس و وحدت آن است كه مي توان استعدادهاي گوناگون را به آن نسبت داد، زيرا اگر نفس انسان غيرمادي نباشد، هرگز نمي توان تزاحم و تصادم استعدادها و تقسيم ناپذيري عيني آن ها را توجيه و تفسير كرد.

تعداد بازدید: ۲۹۴۰

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان