انسان و هستی: چگونه باید بود؟

3- دریافت هستی با جنبه شهودی : در شناخت شهودی، درون انسان با واقعیت ها ارتباط مستقیم پیدا می كند. در واقع، عالی ترین نوع دریافت، شهود است كه موجب كشف واقعیت می شود و در نتیجه، یقین حاصل از آن، روشن تر از یقین حاصل از علم و فلسفه است.

 

4- دریافت هستی با جنبه اخلاقی : در اخلاق، روح انسان شكوفا می شود تا نیكی ها و آرمان های معقول را با وجدان بیدار خود جذب كند. اخلاق موجب می شود تا دریافت انسان از هستی روشن تر شود. كسانی كه از اخلاق نیكو برخوردار نیستند، هستی را مبهم و تیره و تار می بینند، زیرا پالایشگاه درونی آنان از تصفیه واقعیت هایی كه از هستی به درونشان وارد می شود، ناتوان است.

چون درون این قبیل افراد آكنده از هوی و هوس است، لذا همه واقعیت ها را بی اساس دیده و هیچ گاه دنیا را جدی نمی گیرند.

 

5- دریافت هستی با جنبه حكمی : این گونه دریافت، عبارت است از دریافت حكمت هستی و حكمت موجودیت خود انسان كه مورد توجه انبیاء بوده است. دریافت هستی، بدون دریافت ارزش آن امكان پذیر نیست. در این مرتبه، انسان همه استعدادهای خود را به كار می گیرد تا به دریافت حقایق هستی و موجودیت خویش نایل شود. در دریافت فلسفی، انسان مبادی و كلیات هستی را بدون ارزش و بایستگی آن درك می كند.

 

6- دریافت هستی با بعد عرفانی : در این نوع دریافت، نورانیت هستی كه شعاعی از اشعه جلال و جمال خداوندی است، ادراك می شود. دریافت هستی با این بعد، قابل توصیف و بیان با كلمات نیست. تا كسی طعم این احساس والا را نچشد، محال است كه آن را درك كند.

 

7- دریافت هستی با بعد مذهبی : از آن جا كه در مذهب به ثمر رسیدن شخصیت انسان با همه ابعاد و استعدادهایی كه دارد، مورد نظر است، لذا همه دریافت های شش گانه كه تا كنون در بالا به آن ها اشاره شده، در حد امكان برای انسان ضروری است. از دیدگاه اسلام هر كس كه بخواهد با هستی خویشتن ارتباط دریافتی برقرار كند، باید به همه دریافت های فوق توجه كند و در راه نیل به آن ها از هیچ گونه تلاشی فروگذاری نكند.

 

گردیدن با ابعاد هفت گانه

 

شناخت و دریافت هستی با ابعاد هفت گانه، خود موجبات "گردیدن" آدمی را فراهم می آورند. این گردیدن كه مربوط به حركت و شدن روح است، آرمان همه انبیاء و حكما و عرفا و اخلاقیون است. هر متفكری كه آشنایی دقیق با انسان و ابعاد وجودی او پیدا كند، هرگز مطلوبیت ذاتی این گردیدن را نمی تواند مورد تردید قرار دهد.

به طور كلی، مقصود از گردیدن، تحول من انسانی است؛ از مراحل پست به درجات كامل تر و عالی تر از نظر تعقل و دریافت و تخلق به اخلاق الله و تأدب به آداب الله."

 

1- گردیدن با بعد علمی : اگر انسان گردیدن خود را از شناخت جدا سازد و آن ها را مجزا از یكدیگر تلقی كند، به مبارزه با خویشتن پرداخته است. مبنای این تفكیك این است كه: من موجودی هستم برای خویشتن و علم من هم به واقعیات علمی، نظیر 4=2×2 یا مواد آتشزا می باشد كه در شرایط مناسب، قابل انفجار و نابودی انسان هاست. باید توجه داشت كه انسان با به دست آوردن معلومات علمی، سلاح هایی را به دست می آورد كه می تواند آن ها را برای نجات انسان ها یا نابودی آن ها به كار گیرد. انسانی كه آكنده از امیال حیوانی و خودخواهی است، از راه علم می تواند گام هایی را در مسیر نابودی حیات انسان ها بردارد. از اینجاست كه می گوییم: باید به كمك تعلیم و تربیت یا هر شناخت علمی، گردیدن مناسب با همان شناخت در افراد انسانی به وجود بیاید. در این صورت است كه انسان معلومات خود را با هدف گیری های سودپرستانه اشباع نمی كند.

 

2- گردیدن با بعد فلسفی : چون هدف از فلسفه به دست آوردن معارف كلی درباره مبادی و مفاهیم عالی هستی است و فلسفه، حس كلی جویی و وحدت یابی بشر را اشباع می كند، بنابر این، در جهت توسعه گردیدن و عمیق ساختن آن می تواند گام های اساسی بردارد.

 

3- گردیدن با بعد شهودی : شهود راستین موجب گردیدن انسان می شود.

 

4- گردیدن با بعد اخلاقی : تخلق به اخلاق فاضله موجب تحول و دگرگونی انسان به سوی كمال می شود. گردیدن اخلاقی زمینه ساز گردیدن عرفانی است. تا درون انسان از رذایل اخلاقی پاك نشود، وجد و حال و هیجانات عرفانی مفید نخواهد بود. متأسفانه برخی از افراد قبل از گردیدن اخلاقی، به سوی گردیدن عرفانی جهش پیدا می كنند، و با این بلوغ زودرس كه باید گفت: بلوغ نابه هنگام است، روح خود را در معرض نوسانات و قبض و بسط های مجازی قرار می دهند و بدان جهت كه تكلیف خود را با جهان هستی و خویشتن به خوبی تسویه و تنظیم ننموده اند، به پرتگاه های یأس و نومیدی و افسردگی سقوط می كنند.

اگر هوی و هوس های درونی از میان نرود، انسان اسیر احساسات خام و زودگذر شده، خود و آرمان های شخصی خویش را مطلق خواهد دید. این گونه افراد دچار نخوت خواهند شد، هر چند تكبر آن ها به صورت تواضع شدید جلوه گر می شود. خلاصه، تا انسان به فضایل اخلاقی آراسته نشود، از گردیدن عرفانی بهره مند نخواهد شد.

 

5- گردیدن با بعد حكمی : حكمت یكی از اهداف بعثت انبیاء است و مقصود از آن نیز، نه قیافه حكیمانه به خود گرفتن است و نه غوطه ور شدن در یك سری اصطلاحات جالب، بلكه مراد از آن، آگاه شدن از هدف اعلای هستی و هدف زندگی و عمل مطابق با آن آگاهی است. البته در حكمت - نه آگاهی معمولی - بصیرت روحی مراد است.

 

6- گردیدن با بعد عرفانی : در عرفان حقیقی، من انسانی هدف تلقی نمی شود، بلكه من در مجرای گردیدن قرار می گیرد و موجب رهایی آن از چنگال خود طبیعی می شود. در این نوع گردیدن، همه نیروها و استعدادهای آدمی در جاذبه كمال مطلق خداوندی قرار می گیرد. انسان در گردیدن عرفانی، در هر موقعیتی كه قرار گیرد، معلوماتش با شهود عرفانی منور می شود.

 

7- گردیدن با بعد مذهبی : در مذهب، همه ابعاد شش گانه كه در بالا ذكر آن ها رفت، مورد توجه قرار می گیرد، زیرا در گردیدن مذهبی، به همه ابعاد گردیدن توجه می شود.

تعداد بازدید: ۸۳۳

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان