تعلیم و تربیت: اصول و مبانی

4- دقت در جریان انتقال انسان ها از دوران احساسات تا دوران تعقل : شروع بلوغ فكری انسان، انتقال از احساسات خام به تعقل است. این مسیر كه به تدریج انجام می شود، از حساسیت های خاصی برخوردار است. در این دوران باید به تقویت فعالیت های عقلانی فرزندان پرداخت تا افراد دچار نوعی احساس پوچی نشوند. اگر افرادی كه در دوران احساسات خام به سر می برند، ارزش های انسانی را فقط بر مبنای احساسات بفهمند، نه تعقل، دچار مشكلات بسیاری خواهند شد، زیرا چنین افرادی تصور می كنند كه با انجام هر تكلیفی باید دارای نشاط روحانی شوند، یا هر چه را كه از خداوند متعال می خواهند، باید به آن ها عنایت فرماید. در جریان و مراحل انتقال از دوران احساسات به دوران تعقل، باید به چند نكته توجه كرد:

 

الف - مربی باید اهمیت و ضرورت به كارگیری تعقل را كه "ارتباط انسان را با واقعیت ها منطقی تر می كند، بدون این كه اصل و ریشه حیات را بخشكاند"، به افراد تحت تعلیم و تربیت خویش تفهیم كند.

 

ب - مربی باید در ارائه راه ها و وسایل انتقال از مرحله احساسات به مرحله تعقل، دقت كافی به عمل آورد، زیرا برای همه اشخاص و در همه شرایط نمی توان از راه و روش های یكسان استفاده كرد. برای بعضی اشخاص، توضیح خطاهایی كه از تكیه مطلق بر احساسات و كوتاهی ورزیدن در فعالیت های تعقلی است، مؤثرتر از همه چیز است. برای بعضی دیگر، توضیح محسنات تعقل در ارتباط با واقعیات تأثیر بیش تری می نماید. در بعضی اشخاص، بیان و روش عقلانی شخصیت های بزرگ، بسیار مؤثر واقع می شود. گروهی با بیان داستان های معقول و استخراج صحیح نتایج تعقل از آن داستان ها، تحت تأثیر قرار می گیرند.

 

ج - در بیان احساسات و تعقل نباید زیاده روی كرد. یعنی نباید كاری كرد كه یا احساسات از میان برود، یا تعقل.

 

5- ایجاد علاقه شدید برای سؤال : در امر تعلیم و تربیت باید كاری كرد كه متعلمان اهل بحث و گفتگو و دلیل و برهان باشند، نه مقلد محض، زیرا تنها در این صورت است كه صاحب نظرانی در علوم گوناگون پیدا می شوند كه از قدرت خلا قیت برخوردار خواهند بود.

 

 

عوامل مقاومت در برابر تعلیم و تربیت

 

مقاومت در برابر تعلیم و تربیت های مفید و سازنده كه نشانگر مبارزه انسان با خویشتن است، بر اثر عوامل زیر است:

 

1- مقاومت مستند به عوامل ارثی : برخی از دانشمندان معتقدند كه عامل اصلی عدم تأثیر تعلیم و تربیت، عوامل ارثی می باشد. این نظریه قابل انتقاد است، زیرا عوامل ارثی به عنوان علت تامه عمل نمی كند تا سرنوشت قطعی انسان را تعیین كنند. این مدعا را با چند دلیل می توان ثابت كرد:

 

الف - اگر زمینه های ارثی، عامل تعیین كننده سرنوشت انسان می بودند، هرگز كم ترین تغییر و تحولی در نسل های بشری به وجود نمی آمد، در حالی كه از آغاز نسل های گذشته تا كنون، هیچ نسل گذشته ای عین نسل بعد از خود نبوده است.

 

ب - اختلاف وضع ظاهری و خلقی و روحی فرزندان با پدران و مادران، نشانگر آن است كه عوامل ارثی تعیین كننده قطعی خصوصیات خلقی و جسمانی و روانی انسان نمی باشد.

 

ج - اگر وراثت عامل منحصر به فرد باشد، باید با شناسایی اوصاف و خصوصیات جسمانی و روانی والدین بتوان اوصاف و خصوصیات جسمانی و روانی فرزندان را بررسی كرد.

 

د - تأثیر عوامل محیطی و تبعیض میان فرزندان، از عوامل مؤثر در تعلیم و تربیت فرزندان می باشد و این امر نشانگر آن است كه وراثت عامل قطعی در سرنوشت انسان نیست.

با نظر به دلایل چهارگانه مذكور، می توان گفت: زمینه هایی از اوصاف و مختصات روانی به فرزندان منتقل می شوند، ولی به جهت تغییرپذیری آن زمینه ها به وسیله عوامل تعلیم و تربیت و محیط و بهره برداری از عناصر اندوخته شخصیت و تقویت آزادی، هرگز به قطعیت علت تامه نمی رسند.

اگر بنا بود عوامل ارثی عامل تعیین كننده شخصیت انسان باشد، می بایست هیچ محاكمه ای بدون بررسی و شناسایی وضعیت جسمانی و خصوصیات روحی پدر و مادر متهم تحقق نپذیرد. هم چنین، تا كنون كسی ادعا نكرده است كه فرزند یك انسان پلید حتمآ پلید و فرزند انسان رشدیافته، پاك و مهذب می باشد.

 

تعداد بازدید: ۹۳۶

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان