حیات معقول: قلمروی بنیادین

عقل در حیات معقول

 

مراد از عقل در حیات معقول، صرفآ عقل نظری جزیی نیست، هر چند همین عقل جزیی به عنوان یكی از وسایل ضروری و مفید در بعدی از حیات معقول به فعالیت می پردازد؛ زیرا در حیات معقول آن چه كه موجود است و برای حیات انسان مفید است، مورد انكار قرار نمی گیرد. در حیات معقول، هم عقل نظری و هم عقل عملی كه وجدان آگاه و فعال و محرك است، به استخدام شخصیت رو به رشد و كمال در می آیند. در حیات معقول، عقل نظری و عقل عملی با یكدیگر هماهنگ هستند و هر دو به عنوان مقدمه ای برای وصول به مقام والای عقل كل، مورد توجه عرفا و حكما می باشد.

 

بر مكاتبی نظیر راسیونالیسم كه به عقل توجه افراطی دارد و حاكمیت آن را بدون دخالت فاعل الهی بر جوامع بشری تصویب می كند، انتقادهایی وارد است. بسیاری از متفكران راسیونالیست نمی دانند كه اگر طبیعت سودجوی بشر جنبه ربانی و الهی به خود بگیرد، در مسیر حیات معقول گام خواهد برداشت. در حیات معقول، انسان می تواند از "طبیعت خود"گرای خارج شود و با "من حقیقی" در جاذبه حیات معقول قرار گیرد. تنها در این صورت است كه بشریت از جنگ و خونریزی، فسق و فجور و هزاران جنایت دیگر دست برمی دارد و "تاریخ حیات طبیعی محض" به "تاریخ انسانی" تبدیل می شود.

 

 

امكان تحقق حیات معقول

 

برخی بر این اعتقادند كه انسان ها توانایی نایل شدن به حیات معقول را ندارند و آن عده ای هم كه از "حیات طبیعی محض" خارج شده و وارد "حیات معقول" شده اند، اندك و استثنایی بوده اند. در واقع، قانون كلی همان است كه اكثر مردم در زندگی پیش گرفته اند؛ یعنی غوطه ور شدن در "حیات طبیعی محض".

 

در بررسی این نظریه باید گفت: اولا انسان ها در پذیرش حیات معقول از ظرفیت كمی برخوردار نیستند، زیرا اگر چیزی مورد عشق و علاقه همین انسان ها قرار گیرد، آن را هدفگیری كرده، در راه نیل به آن، سختی های بسیاری را تحمل خواهند كرد تا سرانجام به آن نایل شوند. برای مثال: كسانی كه مقام یا ثروت و شهرت اجتماعی را هدف گیری می كنند، خواسته های بسیاری را زیر پا می گذارند و ناگواری ها و اهانت های بسیاری را تحمل می كنند تا به اهداف خود دست یابند.

 

ثانیآ: هنگامی كه انسان در مسیر حیات معقول گام می گذارد، در می یابد كه حركت و تكاپوی او به سوی یك امر محال نبوده، بلكه با ورود به موقعیت جدید - یعنی حیات معقول - از حیات اصیل برخوردار شده، آن را با ارزش تلقی می كند.

 

ثالثآ: هر چند انسان های رشدیافته در اقلیت هستند، ولی استثنایی به معنای خلاف قانون نیستند، زیرا انسان در مسیر حیات معقول احساس می كند كه عوامل و عناصر رشد و كمال او، خلاف فطرت و طبیعت اصلی او نمی باشد.

 

مدیران و مربیان جامعه باید تلاش كنند تا افراد طعم حیات آگاهانه را بچشند. اگر گردانندگان جوامع به توجیه ضرورت حیات آگاهانه بپردازند، افراد هیچ گاه از خود مقاومت نشان نخواهند داد. اگر انسان ها از "عظمت عدالت و صدق و تعقل در كارها و گفتارها و احساس عظمت تكلیف و نوع دوستی" آگاه شوند، پذیرای آن ها خواهند بود. با تقویت و گسترش استعدادهای مثبت انسان ها، می توان آن ها را به اهمیت درك و پذیرش ضرورت تكاپو در مسیر حیات معقول واداشت.

 

همان مغزی كه در امتداد عمر "حیات طبیعی محض"، با اندیشه های تابناك و هوش سرشار و قریحه و استعدادهای بسیار فعال، در به دست آوردن سود مادی و مقام و شهرت اجتماعی و از پا در آوردن رقیب و باز كردن موقعیت های خودمحورانه، دقیق ترین و ظریف ترین كارها را می تواند انجام بدهد، آیا آن مغز نمی تواند بفهمد كه اندیشه و بهره برداری از هوش می تواند با هدف گیری عالی تری، مانند خدمت به هم نوع و برقراری عدالت و جدی نمودن قیافه حق در برابر باطل و محاسبه جدی درباره جهان هستی - نه قیافه بازیگرانه در یك صحنه بازیگری - بنگرد.

 

در بحث از امكان تحقق حیات معقول، این نكته را باید در نظر داشت كه شخصیت انسان قابل ساخته شدن است. آدمی با محاسبات عقلانی و وجدانی می تواند خود را بسازد. آن چه مهم است، شناسایی راه تكاپو در جهت نیل به حیات معقول می باشد كه آن هم امری محال نیست. اگر انسان از "حیات طبیعی محض" گام بیرون بگذارد، می تواند وارد "حیات معقول" شود و در این مسیر است كه تحولات یازده گانه زیر در انسان تحقق می یابد:

 

- تبدیل احساسات خام به "احساسات تصعید شده".

- جریات ذهنی گسیخته به "اندیشه های مربوط به موضوع خاص" مبدل خواهد شد.

- محبت های خام به "محبت های معقول" تبدیل می گردد.

- تبدیل آرزوهای دور و دراز به "امیدهای محرك"

- علاقه و عشق های صوری به "عشق و علاقه های كمال بخش" مبدل خواهد شد.

- قانع بودن به مفاهیمی بی اساس درباره خیر و كمال، به تلاش و تكاپو برای دریافت واقعیت خیر و كمال مبدل می شود.

- تقلید و پذیرش محض از میان خواهد رفت و جای آن را "نظر و اندیشه و واقع یابی اصیل و مستقیم" خواهد گرفت.

- شطرنج بازی های عقل نظری جزیی از میان خواهد رفت و جای آن را "هماهنگی عقل سلیم و وجدان واقع بین" خواهد گرفت.

- بازی با تمایلات به آزادی تصعیدشده تبدیل خواهد شد.

- خود را تافته جدابافته از دیگر انسان ها دیدن، به "درك وحدت عالی انسانی و تساوی انسان ها در هدف یا وسیله بودن" تبدیل خواهد شد.

تعداد بازدید: ۳۸۱

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان