حیات معقول: قلمروی بنیادین

شؤون زندگی انسان در حیات معقول

 

انسانی كه گام در مسیر حیات معقول می گذارد، تمام ابعاد زندگیش دگرگون خواهد شد. در این جا به بررسی هر یك از آن ابعاد می پردازیم:

 

1- شخصیت انسان در حیات معقول : با در نظر گرفتن سه اصل زیر، می توان پذیرفت كه شخصیت انسان دارای ارزش ذاتی است:

 

الف - انسان موجودی است كه از استعدادهای گوناگون برخوردار است و آمادگی نیل به مراحل والای كمال را دارد. در طول تاریخ نیز انسان هایی بوده اند كه "به عالی ترین قله های انسانیت صعود نموده و درخشان ترین ایده آل های انسانی را از خود نشان داده اند".

 

ب - با وجود همه اختلاف هایی كه انسان ها از نظر رنگ و شكل و خصوصیات ثانوی دارند، در "آهنگ هستی مشترك" می باشند. یعنی می توانند در مسیر غایت هستی حركت كنند.

 

ج - انسان ها با قطع نظر از اختلاف های نژادی، اجتماعی و غیره، در حال اعتدال روانی، نوعی وحدت ارزشی را درباره یكدیگر احساس می كنند. این احساس نیز ریشه در اعماق روح انسان ها دارد. فداكاری هایی كه انسان ها در طول تاریخ برای یكدیگر نموده اند، نشانگر وحدت در اصول و ارزش های مشترك میان آن هاست.

 

سه اصل مذكور را هنگامی می توان پذیرفت كه حیات معقول را بپذیریم. به عبارت دیگر، اثبات ارزش برای شخصیت انسانی، معلول پذیرش حیات معقول است. لازمه پذیرش و توجه به این سه اصل، گذر از "خود طبیعی" است. اگر انسان از خود طبیعی بیرون بیاید، می تواند وجود دیگران را به رسمیت بشناسد و رابطه زیربنایی خود را با دیگران درك كند و شخصیت انسانی را دارای ارزش تلقی كند.

انسانی كه در مسیر حیات معقول گام برمی دارد، به انسان های رشدیافته از افق والاتری می نگرد و آن ها را آیینه ای تلقی می كند كه مظهر جمال و جلال حق هستند. بالعكس، انسان هایی را كه از حیات طبیعی محض برخوردارند، حتی اگر چشمگیرترین افراد جامعه باشند، بی ارزش می داند.

 

2- اخلاق در حیات معقول : اگر بخواهیم اهمیت اخلاق را در حیات معقول دریابیم، باید به مقایسه آن با اخلاق در حیات طبیعی محض بپردازیم:

 

الف - در زندگی طبیعی محض، اخلاق عبارت است از: پذیرش اصولی كه مورد تأیید جامعه است و هدف از التزام به اخلاق نیز عدم تزاحم میان افراد است. اما اخلاق در حیات معقول عبارت است از: احساس جزء بودن از كل حیات انسانی كه روح الهی در آن دمیده شده است وَ نَفَختُ فِيهِ مِن رُوحِي .(حجر/29؛ ص/72) و پذیرش این اصل كه همه انسان ها از یك مبداء منشاء گرفته اند. در این نظام اخلاقی، انسان آن چه را كه بر خود نمی پسندد، بر دیگران هم نمی پسندد. آدمی نیز پیرو بی چون و چرای اصول پذیرفته شده جامعه نیست.

 

ب - اخلاق مطلوب در حیات طبیعی عبارت است از: عمل به مقتضای احساسات و عواطف، خواه این احساسات و عواطف به نفع دیگران باشد یا به ضرر آن ها. در واقع، فرد طبق تمایلات شخصی خود عمل می كند، در حالی كه در حیات معقول، احساسات و عواطف انسانی تصعید شده و هماهنگ با اصول ثابته انسانی می باشد. در حیات معقول، احساس عدالت و ارزش برای دیگران قائل شدن، محور عواطف و احساسات انسانی می باشد.

 

ج - در حیات طبیعی محض، اخلاق مطلوب برمبنای "پذیرش و عمل به اصول ناشی از انتخاب كیفیت آن نوع زندگی است كه جریان طبیعی اجتماع اقتضاء می كند". در این نوع اخلاق، ارزش های والای انسانی نادیده گرفته می شود و فقط به آن چه مطلوب زندگی اجتماعی است، بسنده می شود. اما در حیات معقول، اصولی چون "وجدان آزاد" كه نشان دهنده خیرات و كمالات و محرك انسان ها به سوی آن هاست، توجه می شود.

 

د - در حیات طبیعی، اخلاق برای كنترل جرایم اجتماعی ضرورت دارد و در واقع، مددرسان قوانین اجتماعی می باشد. اما در حیات معقول، اخلاق به عنوان خادم حقوق زندگی طبیعی محض انسان ها و كاهش دهنده جرایم مطرح نمی شود، هر چند پس از تحقق، چنین نتایجی را در برخواهد داشت. هدف از اخلاق در حیات معقول، به فعلیت رساندن استعدادهای والای انسانی و تعالی افراد جامعه است.

تعداد بازدید: ۸۳۰

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان