حیات معقول: قلمروی بنیادین

3- حقوق در حیات معقول : هدف از قانون، اصولا برقراری نظم اجتماعی و همزیستی مسالمت آمیز افراد جامعه است. در حیات معقول، علاوه برتحقق این هدف، به حقوق جان های آدمیان نیز توجه می شود. اگر در قانون گذاری های اجتماعی، قوانینی كه در پیشبرد اخلاق تكاملی و عشق حقیقی انسان ها به داشتن شخصیت آزاد توجه شود، "تاریخ حیات طبیعی" به "تاریخ انسانی" تبدیل خواهد شد. قوانین بشری، هنگامی كارساز خواهند بود كه خود طبیعی انسان ها تعدیل شده، به حیات معقول گام بگذارند.

 

حیات معقول اصرار می ورزد كه پهلو به پهلوی حقوق و قوانین زندگی طبیعی محض، حقوق و قوانینی برای جان های آدمیان وجود دارد، كه به اضافه این كه مردم را با امتیازات و عظمت های روحی یكدیگر آشنا ساخته، راه برخورداری از آن ها را هموار می كند و از یك جاندار معمولی،ابوذرغفاری می سازد و از یك ساربان بیابانگرد، اویس قرنی و از یك شاعر همه جایی، حكیم سنایی و از یك موجود غوطه ور در شرارت، فضیل عیاض به وجود می آورد.

 

4- روابط اجتماعی در حیات معقول : در حیات معقول، رابطه انسان ها با یكدیگر برمبنای سودجویی نیست، بلكه برمبنای انسانیت است. در حیات طبیعی محض، انسان ها فقط به منافع خود توجه دارند و رابطه با دیگران نیز براساس چنین معیاری تحقق می پذیرد. در حیات معقول، رابطه یك استاد و مربی با دانش پژوهان، فوق حقوق ماهیانه وی است. وی از ارتباط رسمی با حواس و ذهن دانش پژوهان فراتر رفته، با جان های آنان طرح آشنایی می ریزد. در حیات معقول، توجه به هدف اعلای زندگی، عامل ارتباط و وحدت میان انسان هاست.

 

5- علم در حیات معقول : این كه انسان نیاز به آگاهی دارد و می بایست با واقعیات بسیاری تماس حاصل كند، یك امر ضروری است. در این زمینه، فرقی میان حیات طبیعی محض و حیات معقول نیست. اختلاف میان این دو، آن جا حاصل می شود كه آیا علم موجب تورم خود طبیعی انسان می شود یا عامل مهاركننده آن است. انسانی كه از حیات طبیعی محض برخوردار است، ممكن است دچار علم زدگی و علم پرستی شود و از نگرش سطحی به طبیعت برخوردار باشد، اما انسانی كه از حیات معقول برخوردار است، علم را در مسیر هدف تكاملی به كار می گیرد. در حیات معقول، تعقل و وجدان آزاد برخواسته های انسانی حاكم می شود و انسان فعالیت های مادی و معنوی خود را زیر سلطه و آگاهی خداوند هستی آفرین می داند. علم برای چنین انسانی، شعاعی از اشعه الهی تلقی می شود كه توسط حواس و مغز و طبیعت و آزمایشگاه ها برجوامع انسانی تابیدن خواهد گرفت.

 

6- جهان بینی در حیات معقول : عكسبرداری محض از جهان خارج و عالم درون، غیر از شناخت جهان یا ارزیابی دقیق ابزار و وسایل شناخت و تعیین موقعیت انسان به عنوان عامل درك كننده است. انسان موجودی نیست كه مانند یك آیینه بزرگ فقط واقعیات عالم را در خود منعكس كند، بدون آن كه از نقش خود در شناخت حقایق آگاه باشد. انسان قدرت اشراف بر جهان را دارد و در شناسایی جهان فقط به عكسبرداری محض نمی پردازد.

این فعالیت ذهنی و اشراف و نظاره، یك نتیجه ضروری كه به وجود خواهد آورد، این است كه یك حكمت و مشیت والایی این جهان را به یك مقصد عالی به حركت در آورده و به وسیله قوانین، آن را به سوی آن مقصد می راند، زیرا به هر جزیی از جهان كه در حال رابطه با دیگر اجزاء بنگرد، تصدیق می كند كه:

 

قطره ای كز جویباری می رود             از پی انجام كاری می رود

 

آن اصول جهان بینی كه بر این مبنا قابل درك و پذیرش قرار می گیرد، بدون تردید وارد سطوح عمیق روانی آدمی می گردد و حیات او را تغییر و توجیه می نماید. این حیات توجیه شده به مقصد عالی هستی، "حیات معقول" نامیده می شود.

تعداد بازدید: ۳۸۴

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان