حیات معقول: قلمروی بنیادین

7- هنر در حیات معقول : هنرمندی كه به عرصه حیات معقول گام نهاده، هنر را فقط برای خود هنر نمی خواهد، بلكه هنر را برای انسان، آن هم در حیات معقول می خواهد. چنین هنرمندی با احساسات تصعیدشده خود، واقعیت را "آن چنان كه هست" و "آن چنان كه باید"، مجسم می نماید. در حیات معقول، هنرمند به هدف حیات خود توجه دارد و با هنر خود می كوشد تا فعالیت های جبری زندگی طبیعی را در مسیر رشد و آزادی قرار دهد. آن اثر هنری كه به انگیزه تحقق حیات معقول در جامعه پدیدار می شود، تنها یك اثر جالب و برطرف كننده ملالت های زندگی طبیعی محض نیست، بلكه موجی از حیات معقول است كه این حیات را در دیگر افراد جامعه تقویت و طعم آن را به ذائقه همگان می چسباند. هنر در حیات معقول، نه برای خواسته های حیوانی و تمایلات حیات طبیعی محض كه رشد و آگاهی و آزادی و تعالی انسان ها را محدود می كند.

 

8- سیاست در حیات معقول: سیاست را می توان به صورت زیر تعریف نمود:

 

"مدیریت زندگی انسان ها در راه وصول به بهترین هدف های مادی و معنوی."

 

در طول تاریخ، سیاستمدارانی كه در حیات طبیعی محض غوطه ور بوده اند، زندگی "كس"ها را به حركت "چیز"ها تنزل داده اند. ماكیاولی با نظر به حیات طبیعی محض، منطقی ترین مطالب را نوشته است. ماكیاولی حتی یك لحظه درباره حیات معقول و امكان تحقق آن در جوامع بشری نیندیشیده است. ماكیاولی به جای آن كه به استعدادهای عظیم انسان ها بیندیشد، به بیان محتویات درونی خود پرداخت. وی مدیریت زندگی طبیعی محض انسان ها را كه ناشی از "حب ذات" است، مطرح كرد.

سیاست در حیات معقول، هم دارای هدف است و هم مبداء و مسیر.

 

هدف سیاست در حیات معقول، ایجاد عوامل آگاهانه و تنظیم نیروها و فعالیت های جبری و جبرنمای زندگی طبیعی با برخورداری از رشد آزادی است.

مبداء حركت آن، رهایی از حب ذات است و مسیر آن عبارت است از: "گردیدن های مستمر شخصیت انسانی برای ورود به هدف اعلای زندگی".

 

9- اقتصاد در حیات معقول : از دیدگاه حیات طبیعی محض، حب ذات، آزادی فرد را برای مالكیت مطلقه برهمه موجودات تأیید می كند. انسانی كه از حیات طبیعی محض برخوردار است، همه نعمت های طبیعی و غیرطبیعی را برای خود می خواهد و محدودیتی برای مالكیت خود قایل نیست، اما در حیات مقعول، فرد بر این اعتقاد است كه چون حق حیات برای عموم انسان هاست، محصولات فكری و عضلانی باید وسیله حفظ حیات و برای حضور در آهنگ كلی هستی تلقی شود. برای چنین انسانی، كالاهای اقتصادی در خدمت حیات قرار می گیرند، نه حیات در خدمت آن ها. در حیات معقول، خواسته های انسانی در جهت ایجاد همزیستی جمعی مهار می شود و اقتصاد نیز عامل ادامه حیات بشری تلقی می شود، نه عامل تورم خود طبیعی.

خلاصه، انسانی كه پا به عرصه حیات طبیعی می گذارد، نعمت های اقتصادی خود را در اختیار دیگران نیز قرار می دهد و در جهت ایجاد رفاه و آسایش دیگران نیز تلاش می كند، نه آن كه همه آن ها را برای خود بخواهد و در فعالیت های اقتصادی خود، همه ارزش ها را زیر پا بگذارد.

 

10- تعلیم و تربیت در حیات معقول : تعلیم و تربیت در حیات معقول عبارت است از: تقویت عوامل درك و فراگیری واقعیات حیات اصیل و تحریك نونهالان جامعه برای انتقال تدریجی از حیات طبیعی محض به ورود در حیات معقول.

وظیفه اساسی تعلیم و تربیت در حیات معقول این است كه نظام روحی و روانی متعلم، با فراگیری اصول اساسی تربیت دگرگون شود و متعلم ضرورت اصول اساسی تربیت را آن گونه احساس كند كه ضرورت آب و غذا را برای زنده ماندن خود.

 

در حیات معقول، اصول اخلاقی نظیر راستگویی و عدالت، از امور ضروری برای ذات انسان تلقی می شود و مربیان جامعه در جهت شكوفایی فطریات انسان ها گام برمی دارند.

اگر تعلیم وتربیت غیر از این باشد - یعنی حقایقی را كه به عنوان اصول تعلیم وتربیت به افراد عرضه می شود، بیرون از ذات خود بدانند و فطریات خود را نادیده بگیرند - نه تنها از رشد و كمال باز خواهند ماند، بلكه تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار خواهند گرفت.

تعداد بازدید: ۸۳۱

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان