تمدن شناخت: انگاره ها و اصول

اصول فلسفی غیر مشروط در تمدن شناسی

 

در شناسایی تمدن ها باید به اصول مشترك حاكم بر آن ها توجه داشت. پنج اصل زیر از اصول مشترك همه تمدن ها به شمار می رود:

 

اصل اول: خودخواهی حیات

 

خودخواهی، اصل كلی و استثناناپذیر حیات است. این اصل با عبارات "صیانت ذات"، "حب ذات"، "خودخواهی طبیعی"، "خود داشتن" و "تكاپو در راه حراست و بقای حیات" بیان شده است. خودخواهی بر دو نوع است:

الف - خودخواهی مثبت یا خودخواهی معقول

ب - خودخواهی منفی 

خودخواهی نه تنها در انسان بلكه در حیوانات نیز دیده می شود، البته با این تفاوت كه دامنه فعالیت آن در غیر انسان محدود است. در دنیای حیوانات، نه فرهنگی وجود دارد و نه تمدنی. اما انسان به جهت برخورداری از عقل و استعدادهای گوناگون، می تواند ابعاد وجودی خود را رشد داده، انواعی از فرهنگ ها و تمدن ها را به وجود آورد.

 

عوامل اجتماعی و آرمان های تثبیت شده در جامعه و بارقه های مغزی و روانی انسان ها، بر پدیده خودخواهی انسان اثر می گذارند. رشد آگاهی و انتخاب هدف های والا برای زندگی می تواند خودخواهی انسان را كنترل نماید و آن را در مسیر مثبت هدایت كند. این خودخواهی را می توان خودخواهی معقول نامید. این نوع خودخواهی سبب می شود انسان برای حیات دیگران ارزش قایل شود و در جهت رشد و تكامل دیگران گام های مثبت بردارد. كسانی كه در مسیر خودخواهی معقول گام برنمی دارند، اسیر خود طبیعی شده، همه استعدادهای خود را در راه تورم خود طبیعی به كار می گیرند. اگر خودخواهی طبیعی انسان به خودخواهی معقول تبدیل شود، تمدنی تأسیس خواهد شد كه در مسیر رشد و كمال گام برداشته و هیچ گاه سقوط نخواهد كرد. ملاك یك تمدن ایده آل، نه ساختمان های سر به فلك كشیده است و نه پیشرفت های فنی و افزایش دانش اندوزان. هم چنین، علامت یك تمدن ایده آل، سرعت در حركات و نقل و انتقالات، اختراع ماشین های دقیق، اشباع لذایذ گوناگون و فعالیت های خودخواهانه نیست كه موجب غفلت از فلسفه حیات می شود. این امور هنگامی با ارزش خواهند بود كه در راه به فعلیت در آوردن استعدادهای انسانی و ارزش های عالی بشری گام بردارند.

 

خلاصه، ملاك تمدن ایده آل، تعدیل خودخواهی و نیل به حیات معقول است.

در بحث از تمدن انسانی همواره باید توجه داشت كه تعدیل خودخواهی بر اساس جبر تكنولوژی كه ناآگاهانه عمل می كند، از عناصر تمدن ایده آل به شمار نمی رود، زیرا امروزه در برخی از جوامع، نظم و انضباط اجتماعی در همه جا - از كارگاه ها و آموزشگاه ها گرفته تا اداره ها و فروشگاه ها و سایر مجامع - حاكم است. مشاهده این امور، نشانگر تعدیل خودخواهی است، اما كدام تعدیل و با كدام عامل؟ عامل این تعدیل، تكنولوژی است كه بر همه شوون انسان های معاصر حاكمیت مطلق دارد. امروزه دست و پای انسان ها با زنجیر پولادین تكنولوژی بسته شده است و در مسیر تعدیل خودخواهی، خود انسانی از میان رفته و از خود بیگانگی را برای انسان ها به ارمغان آمده است. آری، انسان های منظم، اما بیگانه از خویشتن.

 

اصل دوم: اقتصاد

 

نقش اقتصاد را در باروری یا نابودی تمدن نمی توان نادیده گرفت. اقتصاد یكی از مختصات تمدن و مایه قوام حیات بشری است. البته به وجود آمدن رفاه اقتصادی از مختصات یك تمدن است، نه علت اصلی آن. یعنی هیچ تمدنی نمی تواند بدون نظم و رفاه اقتصادی به وجود آید، اما این گونه نیست كه اگر نظم و رفاه اقتصادی حاصل شد، تمدن به كمال خود رسیده است. جوامعی هستند كه به رفاه نسبی اقتصادی دست یافته اند، اما از امتیازات عالی انسان، نظیر تعدیل خودخواهی و عشق به حق و عدالت و دیگر كمالات انسانی بازمانده اند. به جریان افتادن اصول اقتصادی، بهترین وسیله جهت آمادگی افراد جامعه برای رشد و تكامل مغزی و روانی در ابعاد مختلف است. به عبارت دیگر، شكوفا شدن بعد اقتصادی انسان ها و به جریان افتادن منطقی اصول اقتصادی، بهترین و حتی ضروری ترین مقدمه و وسیله برای رشد و كمال ابعاد وجودی انسان هاست.

 

اصل سوم: آزادی و اختیار

 

آزادی و اختیار، هم شرط به وجود آمدن تمدن است و هم عامل بقای آن، زیرا اگر انسان ها نتوانند فعالیت های خود را به شخصیت خویش مستند بدانند تا در انجام آن فعالیت ها احساس آزادی كنند، خود را چونان ماشینی تلقی خواهند كرد كه عوامل جبری محرك آن ها خواهد بود. در این حال، نه تنها انسان طعم آزادی را نخواهد چشید، بلكه دچار بیگانگی از خویشتن نیز خواهد شد. اگر در جوامع بشری كار و فعالیت های فردی و اجتماعی افراد از شخصیت و وجدان آزاد ناشی نشده باشد، تمدن واقعی كه بر اساس انسان محوری است، تحقق نخواهد یافت.

 

باید توجه داشت كه برای شناخت ارزش یك تمدن، تنها آزادی محض اهمیت ندارد، بلكه آزادی به ثمر رسیده - كه اختیار نامیده می شود - ضرورت دارد. بسیاری از جامعه شناسان در ارزیابی تمدن ها به آزادی توجه می كنند، ولی آزادی را به این معنا می دانند كه انسان هر چه را می خواهد، بتواند انجام دهد و یا هر چه را نخوهد، انجام ندهد. آزادی به این معنا، مخالف عقل و وجدان است و موجب می شود بشر اصول و قوانینی را كه در دو قلمرو درون و برون حاكمیت دارد، نادیده بگیرد.

 

در واقع، آزادی وسیله ای برای دستیابی به كمال است. آزادی باید به اختیار تبدیل شود تا تمدن ایده آل تحقق پیدا كند، زیرا اختیار عبارت است از :به كار بردن آزادی در راه به دست آوردن آن چه خیر و كمال است.

شخصیت انسانی كه در مرتبه اختیار قرار دارد، همواره تمایل به خیر و كمال دارد. در درون چنین انسانی، یك فعالیت دایمی و مستمر در جهت خیر وجود دارد كه از آن به نیت خیر تعبیر می شود. بنیان گذاران تمدن واقعی باید از اختیار به معنای مذكور بهره مند باشند تا بتوانند در جهت یك تمدن انسان محور گام بردارند.

تعداد بازدید: ۵۶۹۱

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان