در گردونه اجتماع

در مورد رابطه حق با قدرت این سؤال مطرح است كه آیا حق پیروز است یا قدرت؟ در پاسخ به این سؤال دو نظریه مطرح شده است:

1- برخی معتقدند كه حق همیشه پیروز است و قدرتمندان نمی توانند بر آن غلبه كنند و آن را نابود سازند. این گروه معتقدند كه بایستگی ها و شایستگی هایی برای حیات معقول انسان ها وجود دارد كه حق هستند. تعهد، آزادی، تعدیل خودخواهی دارای واقعیت بوده و حق اند.

 

2- گروهی هم به پیروزی قدرت اعتقاد دارند و می گویند كه حق یك آرمان ذهنی است و در برابر قدرت نمی تواند مقاومت كند. حوادث تاریخی نیز گواه بر پیروزی قدرت بر حق است.

حق هرگز در مقابل قدرت قرار نمی گیرد. قدرت - خود - یكی از حق هایی است كه محرك عالم و آدم است. بنابراین، این سؤال كه آیا حق پیروز است یا قدرت، سؤال عامیانه و غیرمنطقی است. حق، بطلان و ناشایستگی باطل را نشان می دهد نه آن كه در مقابل قدرت كه یكی از حقهاست موضع گیری كند. انسانی كه قدرت را به دست می آورد، می تواند آن را به صورت عاملی سازنده درآورد، یا از آن سوء استفاده كند و آن را در جهت ویرانگری به كار گیرد. انحراف انسان ها از حق، سبب می شود تا قدرت كه عامل سازندگی است، مورد سوء استفاده قرارگیرد.

 

قدرت، آن واقعیت ناآگاه است كه از دیدگاه عامل اساسی بودن همه حركات و دگرگونی ها، مصداقی از حق است، لذا نه پیروز می شود و نه شكست می خورد، زیرا در آن هنگام كه قدرت به طور ناآگاه مقاومت موجودی را در هم می شكند، احساس شكستن موجود مقابل، آن را شاد و خندان نمی سازد تا آن را پیروزی تلقی نماید، بلكه این انسان است كه قدرت را به بازی می گیرد؛ چنان كه همین انسان موجودیت خود را هم به بازی می گیرد.

احساس قدرت مطلق و مستقل، مهم ترین آفت قدرت است. این احساس همراه با تجسیم و تلقین است و موجب می شود تا قدرت، محاسبه دقیق و منطقی پیدا نكند و قدرتمند را سرانجام از پای درآورد. قدرت مطلق موجب تورم و طغیان گری در مقابل واقعیات می شود. از همین جاست كه قرآن احساس قدرت مطلق و تلقین و تجسیم آن را نفی می كند، نه خود قدرت را. (علق/6)

 

قدرت پرستان كه به تسلط بر جان های آدمیان عشق می ورزند، باید بدانند كه در واقع پیاله ای از زهر را سرمی كشند. كسانی هم كه آلت دست قدرتمندان می شوند و بر ناتوانان و جوامع ضعیف می تازند، مانند آن ستمگران اند. البته از دست دادن حق حیات در برابر قدرتمندان، از جمله امور دردناكی است كه در طول تاریخ همواره وجود داشته است. قدرتمندان همواره سعی كرده اند، آن چنان فسادی را در روح شكست خوردگان به وجود آورند كه آن ها دشمنان جان های آدمیان را قهرمان تلقی كنند.

 

در واقع، انسان هایی تسلیم قدرتمندان می شوند كه شخصیت خود را خرد كرده اند، زیرا تا انسان به شكستن خود اقدام نكند، هیچ قدرتی نمی تواند او را شكست دهد. منطقه شخصیت انسانی، آن منطقه ممنوعه ای است كه جز خداوند و وجود انسان نمی تواند آن منطقه را باز كند و بشكند.

گفتیم كه حق مافوق پیروزی و شكست قرار دارد. قدرت واقعیتی است كه هم می تواند در اختیار افراد حقجو قرارگیرد و هم در اختیار خودخواهان و باطل گرایان. حال، ببینیم كه اگر قدرت در اختیار هر یك از این دو گروه قرار گیرد، چه مختصاتی پیدا خواهد كرد؟

 

قدرت در دست خودخواهان

 

اگر قدرت در اختیار كسانی قرارگیرد كه شخصیت خود را در نبرد با خودخواهی از دست داده اند، آثار زیر پیدا خواهد شد:

 

1 - چون ماهیت قدرت، ناآگاه و بی هدف است، لذا با جاذبیت خود، شخصیت قدرت پرست را نابود خواهد كرد.

 

2 - دلباختگان قدرت، آزادی و اختیار را از دست خواهند داد، زیرا قدرت آن عامل تحرك است كه با وعده دروغین آزادی مطلق، همه عناصر شخصیت قدرتمند را در طبیعت ناآگاه و بی هدفش می فشارد و همه دگرگونی هایی را كه در جریان موقعیت های وی به وجود می آورد، چیزی جز اشكالی از یك موقعیت جبری به موقعیت جبری دیگر نمی باشند.

 

3 - قدرت پرستان برای اثبات موجودیت خود، موجودیت دیگران را منتفی می سازند.

 

4 - قدرت پرستان برای اشباع حس قدرت پرستی خود تلاش می كنند تا افراد را تسلیم خود سازند و اگر افرادی را برای اعمال قدرت پرستی خود پیدا نكنند، دچار یأس خواهند شد.

 

5 - قدرت پرستان در مواجهه با یكدیگر، استعدادهای خود را خنثی می كنند و بر تاریكی های وجود خود می افزایند، نه آن كه از استعدادهای نهفته درونی خود آگاه شوند و خود را در مسیر حیات معقول قرار دهند.

 

تعداد بازدید: ۱۹۴۷۶

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان