در گردونه اجتماع

اقسام وحدت

 

وحدت دارای اقسام گوناگونی است كه برخی از آن ها عبارتند از:

1- وحدت عددی: این نوع وحدت در مورد انسان ها قابل پذیرش نیست، زیرا انسان ها بیش از یك واحد عددی هستند.

 

2- وحدت طبیعی : این وحدت بر دو قسم است:

 

الف- ماهیات و مختصات طبیعی انسان ها. همه انسان ها دارای قوا و ابعادی نظیر نطق و عقل و تجسم و تجرید هستند كه موجب نوعی وحدت در خصوصیات طبیعی آن ها را فراهم می آورد. این نوع وحدت نمی تواند انسان ها را به یكدیگر نزدیك كند، زیرا انسان ها در طول تاریخ از هم نوع بودن خود و اشتراك در ماهیات و مختصات طبیعی آگاه بودند، اما درنده خویی هایی كه نسبت به یكدیگر روا داشته اند كم نبوده است.

 

ب- وحدت در اموری مثل نژاد، محیط طبیعی، زندگی اجتماعی و سرگذشت تاریخی. این نوع وحدت از نظر تأثیر در جذب انسان ها به سوی یكدیگر، مؤثرتر از وحدت نوع اول است. برای مثال: وحدت نژادی توانسته افراد یك نژاد را به سوی یكدیگر جذب كند و گاه آنان را تا سرحد مرگ رویاروی نژادهای دیگر قرار دهد.

اكثر این گونه وحدت ها مورد سوءاستفاده افراد قرار می گیرد و از آن ها گاهی در جهت امور منفی بهره برداری می شود.

 

3- صیانت ذات : بعضی اوقات انسان ها برای حفظ جان خود و دفع عوامل مزاحم در زندگی، با یكدیگر وحدت پیدا می كنند. این نوع وحدت فقط به خاطر ترس از عوامل مزاحم است و لذا پایدار نمی باشد. این نوع هماهنگی كه ریشه در فرار از ضرر و جلب منفعت دارد، مانند اتحاد جهان گشایانی است كه دارای هیچ گونه ارزش ذاتی نمی باشد.

 

4- عامل اشباع عواطف: برای برخی از انسان ها، منشأ وحدت، مشاهده آلام انسان ها و دلسوزی نسبت به آن هاست. اگر این احساس، خام و تصعید نشده باشد، بر اثر مشاهده زشتی ها و پلیدی های برخی از افراد فروكش خواهد كرد، اما اگر این احساسات مبتنی بر فهم عالی و عقل ناب باشد، فوق العاده باارزش خواهد بود.

 

5- قانون كنش و واكنش: این كه هر عملی، عكس العملی را در پیش دارد، می تواند عاملی جهت تحریك به پیوستگی انسان ها به یكدیگر باشد. در ابیات فارسی این مضمون بسیار مورد توجه شاعران قرار گرفته است؛ چنان كه ناصر خسرو می گوید:

 

عیسی به رهی دید یكی كشته فتاده        حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت

گفتا كه: كه را كشتی؟ تا كشته شدی زار          تا باز كجا كشته شود آن كه تو را كشت

انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس         تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت

 

 

عوامل وحدت در حیات معقول

 

عوامل پنج گانه بالا، مقدماتی مناسب جهت لزوم شناخت و ضرورت وحدت میان انسان ها تلقی می شود. برای نیل به وحدت باید انگیزه های عالی تری وجود داشته باشد تا انسان ها را به احساس یگانگی در حیات معقول نایل گرداند. این عوامل عبارتند از:

 

1- عقل سلیم: عقل وارسته از سودجویی و جزئی نگری سبب می شود انسان ها وحدت ارزشی و برادری و برابری میان یكدیگر را دریافت كنند.

 

2- اخلاق: اخلاق فاضله انسانی نیز می تواند وحدت و برادری و برابری میان انسان ها را تضمین كند.

 

3- احساس ظریف فوق وظیفه اخلاقی: احساسی بسیار ظریف و مافوق عوامل اخلاقی در درون انسان های مهذب وجود دارد كه موجب می شود آدمی از افقی بالاتر به جان و حیات انسان ها بنگرد و احترام آن را ضروری تلقی كند. این نوع احساس نیز در ادبیات فارسی به صورت های مختلف بیان شده است؛ چنان كه سعدی می گوید:

 

به جان زنده دلان سعدیا كه ملك وجود     نیرزد آن كه دلی را ز خود بیازاری

تعداد بازدید: ۱۴۸۷۴

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان