محمدرضا دربندى

آن روز آشنايى

تقريباً 17 ساله بودم كه با علامه جعفرى آشنا شدم، يعنى سال1356. من آن زمان تازه ديپلم گرفته بودم و دانشگاه قبول شده بودم و يك حالت بحران روحى برايم به وجود آمده بود كه: بسيار خوب، حالا ما دانشگاه قبول شديم، بعدش چه؟ و ...

به واسطه يكى از دوستان، به ايشان معرفى شدم. البته منزل ما در يك كوچه بود، در خيابان خراسان، خيابان زيبا. آن دوست گفت: «ايشان جلساتى دارند؛ بيا با هم برويم و آخر جلسه با ايشان صحبت كنيم.»

رفتيم و من مشكلم را گفتم. برايم قرار گذاشت و دفعه بعد تنها رفتم. ايشان شروع كرد به صحبت. مى‌گفت: از درختى مثل درخت انگور (مو)، وقتى غوره‌اى درآمد، اگر اين غوره سؤال كند: من براى چه آمده‌ام و دنبال چه هستم؟ كسى كه بخواهد به او پاسخ دهد، حداكثر مى‌تواند يك مرحله بالاتر را به او نشان بدهد و بگويد: قرار است كمى آفتاب بخورى و بشى انگور. اما بعد از آن را نمى‌بيند كه بگويد: تو بعد از انگور، كشمش مى‌شوى؛ بعد از كشمش، شيره انگور مى‌شوى؛ و بعد از شيره، يك انسان تو را مى‌خورَد و تو تبديل به انديشه انسانى مى‌شوى، و بعد اين انديشه انسانى، مى‌تواند جامعه‌اى را تغيير دهد.

علامه جعفرى هميشه مرحله‌هايى بالاتر از غوره شدن را نشان مى‌داد.    

 

تعداد بازدید: ۱۴۹۸

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان