علی جعفری

گرگ با وفا

در ايام نوجوانى، روزى در محضر علامه جعفرى، يكى از بستگان داستانى را که مربوط به سالهای اوایل دهه 50 شمسی بود، نقل كرد كه ايشان تا قبل از رحلت نيز گاهى اوقات در مناسبت هاى مختلف، آن را بيان مى كردند. ناقل داستان مى گفت: در سالهاى بسيار قبل، در اطراف شهر مراغه، باغها و مزارع فراوانى بود كه عده اى از صاحبان آنها داخل شهر و عده اى در همان روستاها زندگى مى كردند. يك روز يكى از روستايى ها پيش من آمد و گفت: يك سؤال شرعى از شما دارم. گفتم: سؤال شرعى شما چيست؟ روستايى گفت: در اواسط پاييز كه برف بسيارى هم آمده بود، يك روز به اتاقك وسط باغ رفتم تا چيزى بردارم، اما ناگهان ديدم يك گرگ ماده با سه توله در آن جا رحل اقامت افكنده است! با ترس و لرز از آنجا دور شدم، ولى پس از مدتى ناراحت شدم و گفتم اين گرگ ماده براى توله هاى خود چگونه غذا تهيه مى كند؟ لذا، مقدارى شير و استخوانهاى باقيمانده از غذاهاى خانه را بردم و آرام در اتاقك وسط باغ (خانه باغ) گذاشتم. تا مدتها غذاى آنها را مى دادم. ماهها بدين صورت سپرى شد و توله هاى او كم كم بزرگ شدند و ماده گرگ براى تأمين غذاى خود و فرزندانش، به شكار مى رفت و برمى گشت. در اواسط فصل بهار، بچه هاى گرگ بزرگ شده بودند و كم كم به بيرون از خانه باغ مى آمدند.

در اوايل فصل تابستان بود كه در يكى از روزها، ماده گرگ به بيرون از باغ رفته بود. در همين هنگام، اين سه بچه گرگ يكى از بره هاى ما را گرفتند و تكه تكه كرده و خوردند. ما هم از ترس، جرأت نزديك شدن به آنها را نداشتيم. وقتى مادر اين بچه گرگها از شكار برگشت، با استخوانها و لاشه بره روبرو شد. با نگاه خيلى خاص معنادار به طرف بچه هايش رفت و چندین بار با پوزه اش به پشت بچه ها زد. پس از دقايقى چند، بچه هاى خود را از باغ بيرون كرد و خودش نيز با آنها رفت. پس از يك هفته از اين ماجرا، يك روز از دور ديدم كه همان گرگ به سمت باغ من مى آيد و يك بره دقيقاً به شكل و رنگ همان بره اى كه بچه هايش از گله من خورده بودند، به سمت باغ ما مى آورد. وقتى به باغ ما رسيد، آن بره را به داخل باغ هدايت كرد و رفت و از آن به بعد مراجعت نكرد. يك هفته بعد از آن، يكى از همسايگان كه براى ديدن ما آمده بود، گفت: اين بره هفته پيش از گله من گم شده است و اينجا چه كار مى كند؟ حال، اين گوسفند از لحاظ شرعى چه حكمى دارد؟» به مرد روستايى گفتم: بره را بايد به صاحب آن برگردانید 

آقاى جعفرى بارها از اين داستان سخن به ميان مى آوردند و از اسرار حيوانات مى گفتند. 

تعداد بازدید: ۱۱۹۸

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان