از علم تا فلسفه؛ درنگی درونی

تعاریف فلسفه

 

در طول تاریخ تفكر، از فلسفه تعاریف بسیاری در شرق و غرب مطرح شده است. در این جا ما به بررسی سه دسته از آن ها می پردازیم:

 

1- فلسفه، كوشش و تلاش برای شناخت علل و معلولات و نتایج و جریانات تحلیلی و تركیبی یك مسأله است. هنگامی كه نخستین سؤال در مورد مسأله ای مطرح می شود، اولین گام برای تحلیل فلسفی برداشته می شود.

 

2- فلسفه عبارت است از: فعالیت ذهن در قلمرو امور پنج گانه زیر:

 

الف- اصول مبنایی معرفت؛ مانند این كه واقعیت با قطع نظر از من وجود دارد یا نه؟ آیا واقعیات را می توان شناخت یا نه؟ اگر می توان آن ها را شناخت، چه مقدار و با چه كیفیتی می توان آن ها را شناخت.

 

ب- مسائل ما قبل تشكل قضایای علمی، مانند این كه اجسام جهان عینی قابل تجزیه است تا جایی كه قابل قسمت به كوچك تر از آن نباشد. این یك دریافت فلسفی است كه قبل از آن كه مسایل علمی مربوط به ذات و كوانتم های بنیادین ماده و انرژی مطرح شده باشد، مورد پذیرش بوده است. آیا نظم جهان در ذات آن قرار دارد كه منشأ انتزاع قانون است، یا امر غیر ذاتی است و قانون هم قراردادی است!؟

 

ج- مسایلی كه پس از ارتباط علمی با واقعیات به دست می آید. برای مثال: پس از آن كه علم، انواع حركت ها در عرصه طبیعت را مطرح كرد، می توان از حركت موجودات به عنوان مقدمه ای برای بررسی یك سلسله مسائل فلسفی استفاده كرد.

 

د - مسائل همزمان با بروز و استمرار قضایای علمی، نظیر حركت متناهی یا غیر متناهی بودن ماده، زمان، فضا، مبانی ارزش ها. در هر دوره ای كه معارف علمی ما به درجه معینی برسد، این گونه قضایا و مفاهیم در دیدگاه تفكرات بشری قرار می گیرد.

 

ه - مباحث مربوط به ویژگی های نفس و فعالیت های ماورای طبیعی نفس، مانند بقای "من" در طول حیات انسان و ابعاد ثابت نفس انسانی، یا تجرید كلیات و انتزاع اعداد از معدودات و تجسیماتی كه روان های معتدل به دست می آورند، در حیطه بررسی های فلسفی قرار می گیرند.

 

3- معرفت حاصل از "درك علمی و دریافت حدسی و ابداعی و الهامی و شهودی"، فلسفه نامیده می شود. برای مثال: علم، نظم جهان طبیعت را نشان می دهد و دریافت حدسی موجب می شود تا دریابیم جریان طبیعت عبث و بیهوده نیست و از این دو دریافت علمی و حدسی، به این نتیجه می رسیم كه جهان هستی دارای معنی و آهنگ بسیار با اهمیتی است. برخی از اشخاص نیز شكوه عظمت جهان و معنی دار بودن آن را با شهود درك می كنند كه این دریافت - خود - دریافتی فلسفی است.

 

 

اصول نظام های فلسفی

 

نظام های فلسفی از دو نوع اصول بهره می گیرند:

1- اصول موضوعه كه اثبات كننده نظام های فلسفی بوده و خود بر دو نوعند:

 

الف- اصول موضوعه ای كه در طول تاریخ تفكر بشر از سوی نظام های فلسفی شرق و غرب پذیرفته شده اند، مانند اصول فلسفه ارسطویی در دوران قدیم، یا اصول تجریدی قرون وسطی و مبانی اصالت واقع افراطی (پوزیتویسم) در دوران جدید.

 

ب- اصول موضوعه پویا و نامحدود، مانند اصل ضرورت شناخت واقعیت، كمال جویی و عظمت جویی انسان كه در فلسفه اسلامی مورد توجه قرار گرفته است.

 

2. اصول و فعالیت ذهنی متفكران كه بر اصول تعقلی محض و تجرید و ذوق پردازی استوار است. گاهی برخی از دریافت های یك متفكر، چنان اعماق سطوح روانی وی را اشغال می كند كه تفكرات او را توجیه جبری می نماید و وی اندیشه های خود را مطلق تلقی می كند.

 

گاهی بعضی از اصول و دریافت ها چنان اعماق سطوح روانی متفكر را اشغال می كند كه خود به خود تفكرات او را توجیه جبری می نماید كه اغلب جبری بودن این توجیه، مستند به عامل اشغال كننده سطوح روانی است كه برای متفكر، مغفولٌ عنه (مخفی و پنهان) می باشد. مانند این كه متفكری چون ماكیاولی و هابس، این مطلب را كه طبیعت بشری شر خالص است، چنان مطابق واقعیت دریافته اند كه همه اعماق سطوح روانی شان را اشغال نموده، و تبدیل به یك عنصر فعال درونی در آن ها شده است. هم چنین عشق و ایمان ایشان به مطلب مزبور چنان محكم است كه گویی انسان را خودشان آفریده اند.

 

از همین جا بر این نكته تأكید می شود كه گاه متفكری عشق و تعصب به موضوعی پیدا می كند، آن هم به صورتی كه این عشق و تعصب عمیقآ روان او را به تسخیر خود در می آورد و موجب می شود تا برخی از حقایق را نادیده بگیرد.

 

تعداد بازدید: ۲۱۹۱

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان