شناخت در قلمروی اندیشه ها

6- علم اجمالی: این نوع علم، همان انكشاف واقعیتی نامشخص است كه بر بیش از یك فرد قابل انطباق است و یا جزیی از یك كل مجموعی تلقی می شود. مانند این كه می دانیم از میان افرادی كه دور هم نشسته اند، یك نفر استاد و بقیه دانشجو هستند، ولی استاد را به طور مشخص نمی شناسیم. امروزه حساب احتمالات با علم اجمالی سر و كار دارد. این علم اجمالی در استمرار دایمی شناخت قوانین جهان هستی نقش بنیادین دارد.

7- علم تفصیلی: اگر واقعیتی در ذهن انسان به طور صددرصد شناسایی شود، در این صورت علم به آن واقعیت، علم تفصیلی نامیده خواهد شد. مانند این كه در مثال بالا، شخص استاد را در میان گروه دانشجویان بشناسیم.

8 - یقین: در این مرحله، گویی انسان (یقین كننده) واقعیت و موضوع را مشاهده می كند. تأثیر یقین بیش از تأثیر قطع و جزم و علم است، چرا كه در صورت آشكار شدن خلاف آن چه كه فرد به آن یقین پیدا كرده، تأثیری عمیق در سطوح روانی به وجود خواهد آمد. در معرفت شناسی دینی، یقین به سه مرحله تقسیم شده است:

مرحله یكم- علم الیقین كه در آن، یقین جنبه آیینه ای دارد. یعنی واقعیت را به صورت صیقلی نشان می دهد.

مرحله دوم- حق الیقین كه در آن، موضوع به گونه ای انكشاف پیدا می كند كه همه سطوح روانی فرد را فرا می گیرد.

مرحله سوم- عین الیقین كه در آن، موضوع مورد یقین، جزیی از "من انسانی" می شود.

9- علم حصولی : انعكاسی از واقعیت كه در ذهن حاصل می شود، علم حصولی نامیده می شود، مانند انعكاس صورت پدیده ها در ذهن.

10- علم حضوری : عبارت است از: علم انسانی به ذات خود و نمودهای درونی، نظیر لذایذ و آلام، اراده و تصمیم، اندیشه و تخیل، تجسیم و تداعی معانی. علم حضوری دارای مراحلی است كه عبارتند از:

الف- معلوم، ذاتی مبهم است. یعنی ذاتی است كه در مقابل جهان عینی و اجزای مادی خود برنهاده شده است و ما به آن آگاهی داریم. این مرحله از علم حضوری، یك آگاهی خام است. آن چه كه ذهن های ابتدایی از من می فهمند، مجموع اجزای مادی بدن است. مثلا ً دست و پا و چشم و گوش و غیره را "من" تلقی می كند. چنین اشخاصی نمی دانند كه مجموع اجزای بیرونی و درونی، "من" نیست.

ب- "من" به عنوان حقیقتی مطرح می شود كه اداره حیات آدمی را در پهنه طبیعت و روابط متنوع آن به عهده دارد. در این مرحله، رفتار و سكنات انسان مبتنی بر اهداف صحیح است و فرد تلاش می كند تا برای رشد شخصیت، اصول و قوانین زندگی را در همه ابعادش به كار گیرد.

ج- "من" در برابر "جز من" به استقلال می رسد. به عبارت دیگر، در این مرحله، "من" استقلال خود را درك می كند. می توان گفت: بالاترین مرتبه علم حضوری در این مرحله تحقق می یابد.

11- علم انفعالی : این نوع علم دارای دو معناست:

الف - بازتاب انعكاس واقعیات در ذهن كه به عوامل و انگیزه های خارج از ذات ارتباط دارد.

ب - هرگونه علمی كه وابسته است، اگر چه از ذات انسانی بجوشد. زیرا علمی كه از ذات آدمی می جوشد، اگر چه نوعی استقلال از خود نشان می دهد و مافوق انفعال از عوامل و انگیزه ها به نظر می رسد، با این حال چون ذات وابسته به خداست، لذا نمی تواند آن استقلال را داشته باشد كه به كلی مافوق پذیرش و انفعال بوده باشد. رشدیافتگان كاروانیان مسیر شناخت، این وابستگی را، هم در جوشش معرفت و هم در پایان مراحل آن، به خوبی در می یابند.

12- علم فعلی : علمی است كه وابسته به هیچ عامل و انگیزه ای نیست و در عین حال كه این علم همه معلومات ما را روشن می سازد، اما تابع آن ها نیست. این نوع علم، هیچ گونه تغییر و دگرگونی نمی پذیرد. این نوع علم فقط منحصر به ذات اقدس الهی است و هیچ موجودی توانایی این علم را ندارد. مراحلی از این علم كه عبارت است از حضور معلومات در درون انسان به وسیله شهود امكان پذیر است.

 

تعداد بازدید: ۹۸۱

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان