شناخت در قلمروی اندیشه ها

9- فهم منطقی : عبارت است از درك حاصل از مقدماتی كه برمبنای اصول منطقی تنظیم شده اند. اطمینان یا یقین منطقی، گاه آگاهانه است و گاه ناآگاهانه. بسیاری از نتیجه گیری ها و استنتاجات منطقی، سریع و ناآگاهانه صورت می گیرد. بسیاری از متفكران نیز بدون توجه و آگاهی مشروح به اصول و قواعد منطقی، با سرعت و حذف و انتخاب ناآگاهانه در پدیده ها و روابط آن ها به نتیجه گیری های منطقی می رسند.

نكته بسیار مهمی كه در این مورد وجود دارد، این است كه روش منطقی رسمی بدان جهت كه با مفاهیم كلی (معقولات ثانوی) و علامات در منطق علامتی (رمزی و سمبولیك، و عناصر ریاضی در منطق ریاضی) سر و كار دارد، لذا انسان را با عین واقعیات در تماس مستقیم و ارتباط بی واسطه قرار نمی دهد. از این رو، جنبه تجریدی و انتزاعی منطق رسمی در هر نوعی كه دارد، غلبه بر واقع بینی مستقیم داشته و یقین حاصل از آن، آرامشی كه ارتباط مستقیم با واقعیات به وجود می آورد، نمی بخشد. از طرف دیگر، در قالب گیری مفاهیم به وسیله الفاظ و گنجاندن محتوا در علامات، خود مفاهیم و محتویات را چنان می خشكاند كه به ساخته های ذهنی بیش تر شبیه می شود تا خود واقعیات. بدین جهت است كه گروهی از فلاسفه در منطق های حرفه ای، ارزش قابل توجهی سراغ ندارند، مخصوصآ با در نظر گرفتن این كه اكتشافات و اختراعات و اثرهای عالی هنری و بارقه های فروزان ادبی، از مغزهایی تراوش كرده است كه غوطه ور در منطق رسمی و حرفه ای نبوده اند. ما در تاریخ حیات ادیسون ندیده ایم كه این مكتشف بزرگ، یك كتاب منطقی رسمی خوانده و در محتویات آن  كتاب عمری سپری نموده، سپس به كمك اصول و قوانین رسمی آن، وارد میدان اكتشاف شده باشد. باید گفت: اساسی ترین كاری كه از دست منطق رسمی برمی آید، تنظیم مشروح و دقیق مفاهیم و حقایقی است كه در صحنه معلومات یا بالفعل و مشروحآ ظاهر شده است و یا به طور اجمال و بالقوه، قابل ظهور در صحنه معلومات بشری است، ولی هیچ گاه كشیدن مجهولات را از پشت پرده حواس و آزمایشگاه های رسمی به صحنه معلومات، به عهده نمی گیرد.

10- فهم برین : عبارت است از بهره برداری صحیح از واقعیات با اشراف برآن ها، به گونه ای كه دریافت واقعیات، مانند دریافت شوون و هویت "من انسانی" باشد كه با علم حضوری امكان پذیر است. در فهم برین، چهره پالایش شده واقعیات به درون انسان سرازیر می شود و انسان آن ها را مانند من و قوا و افعال آن به صورت علم حضوری درك می كند.

11- شناخت حدسی : حدس را به معنای وصول به نتیجه، بدون پیمودن مقدمات دانسته اند. برخی از متفكران، این تعریف از حدس را نپذیرفته اند و گفته اند كه جهش از نقطه ای به نقطه دیگر، بدون طی مراحل امكان پذیر نیست. پدیده حدس با نظر به مطابقت آن با واقعیت، بر سه قسم عمده تقسیم می شود:

الف - حدس مطابق با تمام واقعیت كه عبارت است از دریافت ناگهانی كل واقعیت، آن چنان كه هست. این نوع حدس، با افزایش آگاهی و معلومات و ذوق رابطه مستقیم دارد.

ب - حدس مطابق با بعضی از واقعیت كه عبارت است از دریافت ناگهانی جزیی از واقعیت، نه كل آن.

ج - حدس مطابق با واقعیت، اما با كیفیتی دیگر. برای مثال: ممكن است حدس بزنیم كه جامعه در مقابل ستمگران، بدون رهبر سیاسی مقتدر می تواند مقاومت كند، اما در عمل، مقاومت مردم با وجود رهبر تحقق پیدا كند. در این جا حدس ما در مورد مقاومت در مقابل ستمگران، مطابق با واقع بوده، اما كیفیت آن بدون رهبر بوده كه با رهبر تحقق یافته است.

هویت حدس فقط در سرعت انتقال از مقدمات نیست، بلكه موضوع مورد حدس نیز مخفی و پوشیده از ذهن است.

12- شناخت استشمامی : مراد "نوعی دریافت نتیجه از مقدمات غیرمستقیم یا غیركافی است". فرق حدس با شناخت در این است كه در حدس اولاً: انتقال از مقدمات به نتیجه، به قدری سریع است كه فرد به مقدمات توجهی ندارد. ثانیآ: موضوع شناخت مخفی است، اما در پدیده استشمام به مقدمات توجه می شود.

استشمام در بعضی از اشخاص نوعی از فعالیت های ذهنی پایدار می باشد، در صورتی كه حدس غالبآ موقت و گسیخته و غیرقابل پیش بینی می باشد. بعضی از قضات به اضافه اطلاعات و آگاهی های قضایی، دارای شم قضایی نیز می باشند. بعضی از سیاستمداران علاوه بر معلومات و قدرت فعالیت های سیاسی، دارای شم سیاسی نیز می باشند، هم چنین شم هنری و شم اقتصادی و غیره، در صورتی كه در توصیف اصناف مزبور، حدس به كار برده نمی شود.

13- روشن بینی و روشنفكری: مقصود، درك واقعیت ها بدون آمیختگی با اوهام و خرافات و یا اصول پیش ساخته است. این گونه شناخت و درك واقعیت ها همراه با روشنایی است، شبیه به روشنایی درك یك پدیده فیزیكی. در مقابل روشنفكری، ارتجاع را می توان به كار برد كه به معنای میخكوب شدن در شناخت های رسوب شده از گذشته است. روشنفكر نیز شخصی است كه با شناخت حال و آینده، به تكاپو در راه تحقق بخشیدن آرمان های واقعی جامعه می پردازد.

روشنفكر حقیقی كسی است كه ارتباط خود را با واقعیات گسترده در جویبار زمان تنظیم منطقی نموده، با درك صحیح درباره علت ها و معلول ها و ثابت ها و متغیرها، برای تحقق بخشیدن به "حیات معقول" جامعه، رسالتی در خود احساس كند و از هیچ گونه گذشت و فداكاری در این راه دریغ نورزد.

14- درایت : مفاهیم زعم و نظر و رأی و درایت در یك معنای مشترك به كار می روند كه عبارت است از تصدیق قضیه ای كه شناخت آن بیش از پنجاه درصد و كم تر از صددرصد است. این گونه تصدیق و حكم در دانش ها و تحلیل های هنری و مسائل پیچیده زندگی، بسیار به كار می روند. وقتی گفته می شود كه رأی و نظر من چنین است، مراد شناخت قطعی نیست، بلكه شناختی است كه محتاج بررسی بیش تر می باشد.

15- شناخت اكتشافی : عبارت است از "كیفیتی مخلوط از عمل ذهن و انعكاس در صحنه ای آزاد در ذهن". تاكنون حقیقت این شناخت روشن نشده است و فقط حالت ذهنی مكتشف پیش از اكتشاف و پس از آن قابل شناسایی است، اما لحظات حقیقی اكتشاف و هویت آن قابل شناسایی نمی باشد. در پدیده اكتشاف چند نكته ملاحظه می شود:

الف - كوشش و تكاپوی محقق همراه با عشق و علاقه به واقعیت مورد نظر.

ب - به دست آوردن معلومات لازم در زمینه موضوع مورد نظر.

ج - امید وصول به واقعیت.

برخی اكتشاف ها بدون هدف گیری انجام می شوند، مانند اشعه ایكس كه بدون هدف گیری رونتگن كشف شد.

د - اسرارآمیزترین موضوعی كه در پدیده شناخت اكتشافی دیده می شود، احساس نوعی آزادی ذهنی است. ذهن در حالت اكتشاف از همه زنجیرها و اصول و قوانین، احساس رهایی می كند و ناگهان روشنایی تازه ای در خود احساس می كند.

ه - قراین نشان می دهد كه ذهن مكتشف در حال اكتشاف، از یك عامل ناشناخته بهره برداری می كند. چنین عاملی را نمی توان همان هوش و استعداد و كثرت معلومات دانست، چرا كه همه این امور در افراد بسیاری دیده می شود، در حالی كه اثری از اكتشاف در آن ها نیست.

و - پس از اكتشاف، شور و نشاط فوق العاده ای نصیب مكتشف می شود. علت آن هم شاید این حقیقت باشد كه مكتشف بعدی از وجود خود را در اكتشاف می یابد.

16- شناخت اشراقی: این نوع شناخت عبارت است از: "تابش واقعیت برذهن آدمی، بدون احتیاج به مقدمات حسی و اندیشه های رسمی". در اشراق، نوعی روشنایی ذهنی بر واقعیات می تابد و آن ها را روشن می كند. این كه انسان از ماورای حس و اندیشه رسمی دریابد كه عالم هستی معنایی در بردارد یا هر جزیی از عالم هستی در آهنگ كلی هستی دخالت دارد، یك احساس اشراقی است. شناخت اشراقی قابلیت تحقق در ذهن همه اشخاص را دارد و غوطه ور شدن در هوی و هوس ها مانع تحقق آن می شود.

17- شناخت شهودی : عبارت است از ارتباط مستقیم درون با واقعیات غیر قابل حسی طبیعی و عقلانی. فرق این شناخت با شناخت اشراقی در این است كه شناخت شهودی فقط خود موضوع مورد شهود را روشن می كند، نه واقعیات پیرامون آن را. در شناخت شهودی، انسان با بینایی درونی، واقعیت را با روشنایی خاصی كه از بینایی حسی و شناخت عقلانی قوی تر و روشن تر است، مشاهده می كند.

18- شناخت الهامی : الهام بارقه ای درونی است. این شناخت شبیه اكتشاف است، با این تفاوت كه مصادیق شناخت الهامی، گسترده تر از شناخت اكتشافی است. یعنی شامل واقعیات بسیاری می شود. در اكتشاف، فعالیت فكری بسیاری لازم است، اما شناخت های الهامی گاه با معلومات محدود تحقق می پذیرد.

19- شناخت مستند به وحی : عبارت است از القاء حقایق الهی از جانب خداوند بر بنده ای كه شایستگی دریافت آن را دارد. پیامبران بزرگ از این نوع شناخت برخوردارند. در این نوع شناخت، گاه پیامبر به وسیله شعور خاصی كه خدا به او عنایت كرده، حقایق الهی را دریافت می كند و گاه به وسیله فرشته وحی كه مأمور ابلاغ وحی است، آن را در می یابد. وحی عین واقعیت است و آن چه را كه به صلاح انسان هاست، بیان می كند. از مختصات وحی این است كه قابل شك و تردید نیست.

 

تعداد بازدید: ۹۷۴

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان