شناخت در قلمروی اندیشه ها

11- اندیشه برین : عبارت است از: "آن جریان هدف دار ذهنی كه در مبانی عالی رابطه انسان با جهان و هویت اصلی آن دو، به كار می افتد". در اندیشه برین از مبادی و نتایج كلی اندیشه های منطقی رسمی بهره برداری می شود. در اندیشه برین، آگاهی انسان به ماورای نمودهای عینی نفوذ می كند تا حقایقی را به دست آورد. به طور مثال: گاه انسان با مشاهده یك پرنده، هدف هستی را می فهمد. یا با مشاهده قوانین محدود در گوشه ای از كره زمین، قانون كلی حاكم بر جهان هستی - یعنی قانونمندی جهان آفرینش - را در می یابد.

12- تعقل : عبارت است از: "به جریان انداختن اندیشه منطقی با آگاهی به قوانین مربوط به واحدهای اندیشه". در تعقل، آگاهی و توجه به قوانین و اصول تفكر ضروری است، در حالی كه در اندیشه محض ممكن است فعالیت ذهن ناخودآگاه باشد. هر چند در پرتو قوانین و اصول، اندیشه به جریان می افتد. در تعقل، آگاهی و هدف گیری مستمر ضرورت دارد.

13- تعقل برین : مراد آن است كه مافوق مسائل و قوانینی كه در ارتباط با روبنای جهان طبیعت مطرح است، معقولات دیگری وجود دارد كه در ارتباط با زیربنای جهان هستی مطرح می باشد. تعقل منطقی رسمی، كاری جز برقراری رابطه میان انسان با طبیعت و انسان ها با یكدیگر ندارد؛ یعنی رابطه ای كه برمبنای سود و زیان است. به عبارت دیگر، تعقل معمولی كاری با نیك و بد یا خیر و شر امور و تعهد و مسولیت ندارد، اما تعقل برین همواره از عدل و داد و تعهد برین و وحدت حقیقی انسان ها و تفسیر معقول جهان سخن به میان می آورد. مطالبی كه ابن سینا در نمط های هشتم و نهم اشارات مطرح كرده، نشانه تعقل برین است.

14- تفقه : فهم نافذ بركلیات و جزییات قلمرو یك علم، تفقه نامیده می شود. در تفقه، استشمام خاصی وجود دارد كه ذهن را به درك روابط كلیات با جزئیات نایل می گرداند. این فهم نافذ در قلمروهای مختلف به كار می رود، نظیر حدیث، حقوق و سیاست كه به آن ها فقه الحدیث، فقه الحقوق و فقه سیاسی می توان گفت. افرادی كه از مراحل والای علمی برخوردار نیستند، می توانند دارای تفقه باشند. برخی از اشخاص فهم نافذ نسبت به جریانات زندگی و شناخت اصول ثابت و متغیر آن ها دارند.

15- تجسیم : این نوع فعالیت ذهنی موجب می شود تا واقعیت جهان عینی در ذهن دگرگون شود و فاعل شناسایی، آن واقعیت تغییریافته را عین واقعیت خارجی تلقی كرده، آثار و خواص آن را بپذیرد. در عمل تجسیم، گاهی ذهن، موجود را معدوم و معدوم را موجود می سازد. به طور مثال: در شب تاریك - آن هم در دامنه كوه كه جانداری وجود ندارد - انسان شیر درنده ای را تجسیم می نماید و نفس زنان پا به فرار می گذارد. تجسیم دارای چند مرحله است:

الف - اولین مرحله تجسیم، سابقه ذهنی تجسیم كننده درباره واقعیت است. اگر كسی شیر درنده ای را ندیده باشد، هیچ گاه نمی تواند آن را در ذهن مجسم كند.

ب - شرایط خارجی برای تجسیم باید مهیا باشد. مثلا در یك شهر پرجمعیت و در خانه ای در بسته، فرد شیر درنده را تجسیم نمی كند.

ج - شرایط ذهنی تجسیم كننده، نظیر عامل ترس یا علاقه شدید به واقعیت تجسیم شده نیز برای تحقق آن ضروری است. گاهی این شرایط نشانه ضعف و ناتوانی شخصیت و گاه نشانه قدرت فرد است. تجسیم هایی كه ریشه در ضعف انسان دارند، عمومآ آثار زیانبار دارند، در حالی كه تجسیم های مستند به قدرت شخصیت، فعالیت های مثبت فكری را به كار می اندازند. همه آثار هنری ریشه در تجسیم های نوع دوم دارند. در پدیده تجسیم، در لحظه واحد، دو امر متضاد در درون آدمی مشاهده می شود:

الف - فعالیت تجسیمی است كه هست را نیست و نیست را هست تلقی می كند.

ب - علم به خلاف بودن واقعیت تجسیم است. یعنی تجسیم كننده می داند كه آن چه را تجسیم كرده، خلاف واقعیت است. برای مثال: در یك صحنه متأثر تئاتر یا فیلم، یكی از بازیگران نقش انسان ستمدیده ای را بازی می كند. تماشاگری كه در مقابل او نشسته، می داند كه وی فردی ستمكار است، اما چون وی نقش خود را به عنوان یك ستمدیده به طرز خوبی ایفا می كند، تماشاگر به حال آن ستمدیده اشك می ریزد. تفكیك این دو حالت متضاد، از نظر علم به هویت بازیگر و دلسوزی به حال وی در حال ایفای نقش، یكی از فعالیت های عالی و شگفت انگیز روان آدمی است.

 

تعداد بازدید: ۹۷۸

فرم تماس

آدرس:

فلکه دوم صادقیه - بلوار آیت الله کاشانی - خ حسن آباد - کوچه 4 - پلاک 22 - ایران - تهران

کد پستی: 1481843465
مرکز فروش آثار:
ایمیل: info@ostad-jafari.com
تلفن ثابت: +9821 44091042 +9821 44005453
نمابر: +9821 44070200
حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری است
توسعه و پشتیبانی فنی شرکت توسعه همراه افزار ایرانیان